تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

يك اعرابى : سِرّ وجوب محبت على عليه السلام و عبادت بودن آن چيست ؟

سلمان فارسى مىگويد : خدمت رسول اكرم صلى الله عليه و آله بوديم كه مرد عرب باديه‌نشينى از قبيلهء بنىعامر آمد و ايستاد و سلام كرد وگفت : يارسول اللَّه ! از طرف شما مبلغى آمد و ما را به اسلام دعوت كرد و ما اسلام آورديم ؛ سپس ما رابه نماز و روزه وجهاد دعوت كرد و ما آن را نيكو دانستيم ( و عمل كرديم ) ؛ سپس ما را از زنا و دزدى وغيبت و منكرات نهى كردى و ما نيز از اين اعمال اجتناب كرديم ؛ سپس فرستادهء شما به ما گفت كه : بايد دامادت على بن ابيطالب را نيز دوست بداريم . بفرما چه سرّى در محبت به على است در حالى كه ما آن را عبادت نمىدانيم ؟ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود براى پنج جهت : اول اينكه در روز جنگ بدر و پس از فراغت از جنگ ، نشسته بودم كه جبرئيل فرود آمد و گفت : خداوند به تو سلام مىرساند و مىفرمايد : امروز من به على كه بين صفها جولان مىكرد و مىجنگيد و فرياد مىزد : « اللَّه اكبر » و ملائكه همراه او تكبير مىگفتند به ملائكه خودم افتخار نمودم . به عزت و جلالم حب او را جز به كسى كه او را دوست مىدارم الهام نمىكنم و بغض او را جز به كسى كه او را مبغوض مىدارم الهام نمىكنم . دوم اينكه در روز جنگ احد كه از كفن و دفن عمويم ، حمزه فراغت حاصل كرده و نشسته بوديم ، جبرئيل نزدم آمد و گفت : يا محمد ! خداوند مىفرمايد : نماز را واجب كردم ، ولى آن را از مريض برداشتم و روزه را ( نيز ) واجب نمودم ، ولى آن را از مريض و مسافر برداشتم و حج را ( نيز ) واجب كردم ، ولى آن را از فقير بىمال برداشتم و زكات را ( نيز ) واجب كردم ، ولى آن را از كسى مالك نصاب نيست برداشتم و محبت على بن ابى طالب را قرار دادم ولى در آن هيچ رخصت و چشمپوشى نيست . سوم اينكه خداوند هيچ كتابى نازل نكرد و هيچ مخلوقى نيافريد ، مگر اينكه براى آن سيدى قرار داد ؛ پس قرآن سيد كتابهاى نازل شده از آسمان و جبرئيل سيد
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 160 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى