واى بر شما ! آيا نابينا نبوديد ، پس بينايتان ساخت و چون بينا شديد ، چشم بستيد ؟
واى بر شما ! آيا ناشنوا نبوديد ، پس شنوايتان نمود و چون شنوا گشتيد ، گوش بستيد ؟
واى بر شما ! آيا گنگ نبوديد ، پس شما را به سخن درآورد و چون سخنور شديد ، لب فرو بستيد ؟
واى بر شما ! آيا درخواست گشايش در كار را نكرديد و چون گشايش داد ، پا پس كشيديد ؟
واى بر شما ! آيا خوار نبوديد ، پس عزيزتان كرد و چون عزّت يافتيد ، به قهر و تجاوز و سرپيچى پرداختيد .
واى بر شما ! آيا در زمين ناتوان نبوديد و مى ترسيديد كه مردم شما را بربايند ، پس خداوند ياريتان داد و تأييدتان كرد و چون يارى يافتيد ، تكبّر و زورگويى كرديد ؟
پس واى بر شما ! از خوارى روز قيامت كه چگونه خوار و كوچكتان مى كنند و واى بر شما ! اى دانشمندان تباهكار ! همچون ملحدان عمل مى كنيد و آرزوى وارثان را داريد و چون اصحاب امن و امان ، سكون و آرامش داريد و حال آنكه كار خداوند به ميل و اختيار شما جريان ندارد ؛ بلكه براى مردن مى زاييد و براى خرابى مى سازيد و آباد مى كنيد و براى وارثان آماده مى كنيد .
1953 : عيسى عليه السلام : اى دانشمندان بدكردار ! به مردم فرمان مى دهيد روزه بگيرند و نماز بخوانند و صدقه دهند و خود آنچه را فرمان مى دهيد انجام نمى دهيد ؟ و آنچه را نمى دانيد ، درس مى دهيد ، پس چه بد فرمان مى رانيد . به گفتار و آرزو توبه و به هوا و هوس عمل مى كنيد و پاكيزه كردن پوستهايتان با چركين بودن دلهايتان به شما سودى نبخشد .
1954 : عيسى عليه السلام : تا كى آب بر كوه مى ريزد و آن را نرم نمى كند ؟ تا كى حكمت مى آموزيد و دلهايتان بر آن نرم نمى شود ؟
علم و حكمت در قرآن و حديث ( فارسى ) — صفحة 681
مساهمون: محمد الريشهري
ص٦٨١