و همانا شيطانها ، نهانى در گوش دوستان خود ، وحى ( القا ) مىكنند تا با شما ستيزه كنند . اگر از آنان فرمان ببريد ، هر آينه ، مشرك خواهيد بود » .
بنا بر اين ، چنين نيست كه توهّمات ذهنى و يا گُذراى دل را الهام حقيقى بدانيم .
با شناخت شرايط و علائمِ الهامات الهى ، مىتوان ادّعاى مدّعيان دروغين را رسوا نمود . شخصى در زمان حيات امام خمينى رحمه الله ، مدّعى ارتباط با امام زمان عليه السلام بود و گروهى نيز ادّعاى او را باور كرده بودند و از امام مىخواستند تا به آن فرد ، اجازهء ملاقات بدهد . امام فرمود : « اين ادّعا را بىدليل نمىپذيرم » . و براى قبول ارتباط او با امام زمان عليه السلام ، پاسخ سه پرسش خود را طلب كردند : « نخست ، آن كه بگويد كه من ، چه چيزى را دوست دارم ؟ دوم ، آن كه : چيزى را گُم كردهام . بگويد كجاست ؟ و سوم ، آن كه : رابطهء حادث و قديم را - كه از مسائل مهم فلسفى و عرفانى - است ، بازگو كند » .
آن مدّعى دروغين ، پس از چند روز ، نامهاى پُر از ناسزا براى امام رحمه الله فرستاد .
ايشان فرمود : « نامه را به كسانى نشان دهيد كه ارتباط او با امام زمان عليه السلام را پذيرفته بودند » .
نه هر كه سر بتراشد ، قَلَندرى داند * نه هر كه چهره برافروخت ، دلبرى داند .
الهام ، يكى از منابع دانش اهل بيت عليهم السلام
امام على عليه السلام و ساير اهل بيت عليهم السلام ، به پرسشهايى از آنان كه در زمينههاى مختلف مىشد ، پاسخ مىدادند . اينك ببينيم كه مبدأ علوم و معارف اهل بيت عليهم السلام چه بود ؟
آموزشهاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، كتب پيامبران پيشين ، كتاب على عليه السلام ، مُصحف فاطمه عليها السلام ، جَفْر و جامعه ، از مبادى علوم امامان بودهاند كه هر يك به وسيلهء ايشان ، معرّفى شدهاند . « 1 » امّا الهام ، مبدأ ديگرى است كه امامان عليهم السلام از آن سود مىجستند .
هامش
( 1 ) . توضيح بيشتر در اين زمينه ، در ذيل عبارت « خُزّان العلم » ، خواهد آمد .