عرف سياسى حكومتهايى است كه بر مبانى ارزشى استوار نيستند و معيار حق و باطل ، جهت دهندهء آنها در رفتار و تعامل ، نخواهد بود . انديشمندان سياسى امروز ، در توصيف ويژگىهاى سياستمدار مىگويند : « سياستمدار فطرى ، كارى به حق يا بطلان امور ندارد » . « 1 » بسيارى از نگاههاى امروزى به سياست ، با نگرش معاويه ، كاملًا همگون است . او با تكيه بر شعار « المُلْكُ عَقيمٌ ؛ « 2 » سياستْ نازاست » ، با چنگ انداختن به قدرت و حراست از قدرت به دست آمده ، حاضر بود به هر كارى دست بزند و هر ناشايستى را انجام دهد و هر نوع ابزار زشتى را به كار گيرد . « 3 »
سياست علوى
سياست در نگاه امام على عليه السلام ، ادارهء استوار جامعه بر اساس معيارهاى الهى و حركتى حقمدارانه است . امام عليه السلام مىفرمايد : « المُلكُ سِياسَةٌ ؛ « 4 » كشوردارى ، سياست است » و هرگز براى رسيدن به قدرت و حراست از قدرت به دست آمده ، هر كارى را روا نمىداند ؛ بلكه به عكس ، او توسّل به ابزار نامشروع را حتّى به بهاى از دست دادن قدرت مشروع نيز جايز نمىداند . بر پايهء آموزههاى علوى ، سياست ، شناخت و بهرهورى از ابزارهاى مشروع در ادارهء جامعه ، و تأمين رفاه مادّى و معنوى مردم است .
به ديگر سخن ، در آموزههاى علوى ، به كار گيرى شيوههاى نامشروع و ابزارهاى به ظاهر كارآمد ، امّا به واقع ناصحيح ، سياست نيست ؛ بلكه خدعه ، نيرنگ ، فريب و به تعبير امام صادق عليه السلام ، « نَكراء » « 5 » است .
هامش
( 1 ) . سياستنامهء امام على عليه السلام ، ص 25 .
( 2 ) . الأمالى ، صدوق ، ص 132 .
( 3 ) . سياستنامهء امام على عليه السلام ، ص 26 .
( 4 ) . غرر الحكم ، ح 17 ؛ سياستنامهء امام على عليه السلام ، ص 634 ، ح 573 .
( 5 ) . ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 11 ، ح 3 .