تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
يكى از آنها را مسموم كردند آن هنگام كه اشرار او را با دادن سم كشنده ، رنجور كردند ، و كشته شده در طف ، مايهء اندوه دلم ؛ كشته‌اى كه با آن صبرم به پايان رسيد . سجّاد جوان‌مرد ، و باقر باعظمت و صادق كه هم‌وزن وقار و آراستگى است . سپس كسى كه در بغداد دفن است و قبر و مزار پاكش از من پنهان نگه داشته شده . از رضا خشنود باش و آن گاه زيارتش كن و برايش سيل‌آسا و فراوان گريه كن و هم‌نام مصطفى ، خاندان و الا اندوه و پريشانىام پس از او طولانى شد و بر آن كه در عسكر بود و برايم درى گشوده شد از شدت ياد او و هم رديف احسان يعنى پيشوايم حسن و ركن مستجار و سرانجام مهدى كه مشتاق اويم و حال و هوايم براى او طولانى شده و در انتظار اويم . « 1 »
هامش
( 1 ) . المناقب ، ابن شهر آشوب : ج 1 ص 326 .