تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
دارد ، چندين و چند برابر مىكند . خداوند عز و جل ، كريم است » . گفتم : فدايت گردم ! به خدا سوگند كه مرا به عمل ، راغب نمودى و بِدان تشويقم فرمودى ؛ امّا دوست دارم بدانم كه چرا امروز اعمال ما ، باارزش‌تر از اعمال ياران امام آشكارِ شما در دولت حق است ، در حالى كه همه بر يك دين [ و مذهب ] هستيم ؟ فرمود : « شما در پذيرفتن دين خداى عز و جل و گزاردن نماز و روزه و حج و در هر گونه نيكىاى كه خدا توفيقتان داده ، و در عبادت خداوندِ متعال به دور از چشم دشمنتان و همراه با پيشواى پنهانتان ، بر آنان پيشى گرفته‌ايد ، در حالى كه فرمان‌بردار پيشوايتان هستيد و پا به پاى او شكيب مىورزيد و چشم به راه دولت حق هستيد و از شاهان ستمگر در بارهء پيشوايتان و خودتان ، بيمناك هستيد و شاهد آنيد كه ستمگران حق پيشوايتان و حقوق خودتان را گرفته‌اند و شما را از آن محروم ساخته‌اند و به كشت و كار در دنيا و طلب معاش ، ناچارتان كرده‌اند ، به علاوهء صبر در دين و عبادتتان و فرمان‌بردارى از پيشوايتان و تحمّل‌ترس و نگرانى از دشمنتان . به اين دلايل است كه خداوند عز و جل اعمال شما را چند برابر قرار داده است . گوارايتان باد ! » . گفتم : فدايت گردم ! پس چه نيازى مىبينيد كه ما از ياران قائم عليه السلام باشيم و دولت حق روى كار آيد ، در حالى كه امروزه اعمال ما زير نظر امامت و اطاعت شما ، باارزش‌تر از اعمال كسانى است كه در دولت حق و عدالت به سر مىبرند ؟ ! » . فرمود : « شگفتا ! مگر شما دوست نداريد كه خداوند - تبارك و تعالى - حق و عدالت را در جهان برقرار سازد و همه را به كلمه [ ى توحيد ] فرا خواند و ميان دل‌هاى پريشان ، الفت و همدلى پديد آورد و در زمينش نافرمانى نشود و احكام او در ميان آفريدگانش اجرا شود و حق را به صاحبش باز گرداند ( تا حق چنان آشكار [ و حاكم ] گردد كه از ترس هيچ يك از مردمان ، كمترين چيزى از حق پنهان دانسته نشود ؟ آرى ! به خدا سوگند - اى عمّار - كه هر يك از شما در اين وضعيتى كه داريد ، از دنيا برود ، نزد خداوند از بسيارى از شهيدان بدر و احُد برتر است . پس شادمان باشيد ! » . « 1 »
هامش
( 1 ) . الكافى : ج 1 ص 333 ح 2 ، كمال الدين : ص 645 ح 7 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 127 ح 20 .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 207 | محمد الريشهري