10 . اوّلين رجعت كنندگان .
برخى احاديث ، اوّلين رجعت كننده را امام حسين عليه السلام معرّفى كردهاند . « 1 » همچنين در پارهاى از احاديثِ مربوط به بازگشت انبيا و اوليا ، ترتيب آمدن آنها نيز ذكر شده است .
احاديث ديگرى وجود دارند كه از مضاعف بودن عمر افراد در رجعت سخن مىگويند « 2 » يا از تعجّب ميان جمادى و رجب به دليل ملاقات مردگان با زندگان . « 3 » اين احاديث ، ضعيف اند و ما در استدلال بر رجعت نيازى به استناد به آنها نداريم .
ساير ادلّهء رجعت
بسيارى از علماى شيعه براى اثبات رجعت ، از اجماع يارى گرفتهاند . در اين مورد كه اعتقاد به رجعت در ميان شيعيان ، بويژه در عصرهاى متقدّم ، اجماعى بوده ، ترديدى نيست . اين موضوع را مخالفان نيز قبول دارند ؛ « 4 » امّا اين اجماع ، در صورتى حجّيت دارد كه طريقى قاطع براى اثبات نظر معصوم عليه السلام باشد . با وجود ادلّهء متعدد قرآنى و حديثى ، نيازى به استناد به اجماع براى اثبات نظر معصوم عليه السلام باقى نمىماند ، هر چند وجود چنين اجماعى ، اطمينان به وقوع رجعت را بالا مىبرد و جايى براى
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 13 ح 1425 ( مختصر بصائر الدرجات ) . همهء راويان اين حديث ، از اصحاب برجسته و مورد وثوقامامان عليهم السلام هستند . احاديث متعدّدى وجود دارند كه مضمون آنها مشابه اين حديث است و اوّلين رجعت كننده را امام حسين عليه السلام معرّفى كردهاند . در برخى از آنها مدّت باقى ماندن ايشان ، چهل سال تعيين شده است ( ر . ك : مختصر بصائر الدرجات : ص 18 و بحار الأنوار : ج 53 ص 63 ح 54 ) .
( 2 ) . مختصر بصائر الدرجات : ص 18 و بحار الأنوار : ج 53 ص 65 ح 56 . برخى راويان اين حديث ، مجهول اند .
( 3 ) . الهداية الكبرى : ص 362 ، بحار الأنوار : ج 53 ص 77 - 78 . هر دو حديث ، راويانى مجهول دارند .
( 4 ) . ولى اعتبار آن را نمىپذيرند .