زندگان پرسيدند و پدرش از اين كه اعتقاد به رجعت در ميان آنها زنده بود ، شادمان گرديد و خنديد و اصل مطلب را تأييد نمود . « 1 »
در حديثى ديگر حسن بن شاذان واسطى از امام رضا عليه السلام حكايت مىكند كه ايشان در پاسخ شكايت وى از ظلم اهل واسط ، دستور به شكيبايى تا برپايى دولت حق دادند و از روزگارى گفتند كه ستمگران در آن از قبر برمىخيزند و بر صدق وعدههاى پيامبران ، گواهى مىدهند . « 2 »
3 . دو نوع مرگ .
در احاديثى ، براى مؤمنان ، دو نوع از دنيا رفتن ترسيم شده است .
در اين احاديث ، با استناد به آيهء :
« وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ ؛
« 3 » و اگر بميريد يا كشته شويد ، به سوى خدا محشور مىگرديد » ، مرگ عادى از كشته شدن ، متمايز شده و براى مؤمنان ، هر دو نوع مرگ ، بيان گرديده است . زراره در حديثى از امام باقر عليه السلام نقل مىكند : كسى كه در راه خدا كشته شده ، بايد به دنيا باز گردد تا مرگ عادى را درك كند . « 4 »
در حديثى ديگر ، صفوان بن يحيى از امام رضا عليه السلام نقل مىكند كه در رجعت ، هر كس از مؤمنان كه در زندگى قبلى كشته شده ، مىميرد و هر كه قبلًا مرده ، كشته مىشود . « 5 »
هامش
( 1 ) . مختصر بصائر الدرجات : ص 20 ، بحار الأنوار : ج 53 ص 67 ح 62 . راويان اين حديث ، مورد تأييد رجاليان هستند . تنها در مورد عبد اللَّه بن عطا برخى ترديد كردهاند كه كدام است . ثانياً به دليل روايات كمى كه دارد ، چندان شناخته شده نيست . البتّه هيچ گونه تضعيفى در بارهء هيچ يك از « عبد اللَّه بن عطا » ها نيامده است و اين تا حدّى حديث را قابل قبول مىسازد ، به طورى كه اگر با ديگر شواهد تقويت شود ، پذيرفتنى مىگردد .
( 2 ) . الكافى : ج 8 ص 247 ح 346 ، بحار الأنوار : ج 53 ص 89 ح 87 . سند اين حديث ، قوى نيست ؛ زيرا وثاقت محمّد بن سالم بن ابى سلمه ، با وجود امامى بودن ، ثابت نشده است ؛ امّا در كنار ديگر روايات باب مىتواند يكى از شواهد تقويت كنندهء اين ديدگاه باشد .
( 3 ) . آل عمران : آيهء 158 .
( 4 ) . ر . ك : ص 23 ح 1431 .
( 5 ) . سمعته يقول فى الرجعة : « من مات من المؤمنين قتل و من قتل منهم مات » ( مختصر بصائر الدرجات : ص 19 ، بحار الأنوار : ج 53 ص 65 ح 59 ) .