گفتم : آرى .
فرمود : « من كيستم ؟ » .
گفتم : تو سَرور من و فرزند سَرور من هستى .
فرمود : « در اين باره از تو نپرسيدم » .
گفتم : خدا مرا فدايت كند ! پس برايم توضيح بده .
فرمود : « من آخرين وصيّم و خداوند به وسيلهء من ، بلا را از خانواده و شيعيانم دور مىگرداند » . « 1 »
1 / 5 : احمد بن اسحاق بن سعد
762 . احمد بن اسحاق بن سعد اشعرى « 2 » مىگويد كه : بر ابو محمّد ( امام عسكرى عليه السلام ) وارد شدم . مىخواستم از او جانشين پس از او را جويا شوم كه بى مقدّمه فرمود : « اى احمد بن اسحاق ! خداى - تبارك و تعالى - زمين را از هنگام خلقت آدم تا كنون ، از حجّت خدا بر خلقش خالى نگذاشته است و تا قيام قيامت نيز خالى نمىگذارد .
خداوند ، با او بلا را از زمينيان دور مىكند و با وى باران فرو مىفرستد و با همو بركات زمين را بيرون مىكشد » .
گفتم : اى فرزند پيامبر خدا ! امام و جانشين پس از تو كيست ؟
امام عليه السلام به شتاب برخاست و به درون خانه رفت و سپس در حالى بيرون آمد كه پسرى را بر دوش خود گرفته بود . پسر ، سهساله مىنمود و چهرهاش به سان ماه شب چهارده بود . فرمود : « اى احمد بن اسحاق ! اگر جايگاه تو نزد خداى عز و جل و
هامش
( 1 ) . كمال الدين : ص 441 ح 12 ، الغيبة ، طوسى : ص 246 ح 215 ، الخرائج و الجرائح : ج 1 ص 458 ح 3 ، كشف الغمّة : ج 3 ص 289 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 30 ح 25 .
( 2 ) . ر . ك : ج 3 ص 149 پانوشت ح 535 .