16 . ابن الفرس ( 565 - 601 ق )
ابو القاسم عبد الرحيم بن ابراهيم خزرجى ( ابن الفرس ) دانشمندى معروف است .
نوشتهاند كه روزى در مجلس منصور موحّدى ( ح 580 - 595 ق ) نشسته بود و سخنى گفت كه از آن بوى مخالفت با دولت موحّدى مىآمد و نشان از تمايل وى به امامت داشت . اندكى بعد ترسيد و مدّتى مخفى شد . وقتى منصور موحّدى مُرد ، ابن الفرس در ميان قبايل بربر در جنوب مراكش ، شروع به دعوت به خود كرد و مدّعى شد كه مهدى منتظر يا همان قحطانى است كه در حديث آمده و قبل از قيامت ، ظاهر مىشود . ناصر موحّدى به جنگ با وى پرداخت . مدّتى بعد در سال 601 ق ، گروهى از اطرافيانش به او خيانت كردند و او را كشتند و سرش را به مراكش فرستادند . « 1 »
17 . ملك معز اسماعيل ايّوبى ( م 598 ق )
در اوايل عهد صلاح الدين ( 569 ق ) لشكر ايّوبى براى فتح يمن روانه شد .
سرپرست اين فتح ، ملك معظّم تورانشاه ، برادر بزرگتر صلاح الدين بود كه متولّى حكومت يمن پس از فتح آن شد ( 569 - 577 ق ) . سپس برادر ديگر ، سيف الإسلام طغتكين ، جانشين او شد ( 577 - 593 ق ) و بعد از مرگ او پسرش ملك معز اسماعيل ، جاى او را گرفت ( 593 - 598 ق ) . حنبلى در شفاء القلوب ( ص 174 ) نوشته است :
وى ادّعا كرد كه اموى است و قصد خلافت كرد و لباس آن را - كه آستينى به طول نزديك به بيست ذراع داشت - در بر نمود و خود را مهدى خواند . عمويش ، العادل ، به دو پيام فرستاد و او را از آن كار نهى كرد و كردارش را ناپسند شمرد . و گفتهاند كه وى ادّعاى پيامبرى نيز كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : تاريخ الأدب العربى ، فروخ : ج 5 ص 558 .
( 2 ) . تاريخ ايّوبيان : ج 1 ص 374 ، الوفيات : ج 3 ص 471 ( شرح حال صلاح الدين ) ، السلوك : ج 1 ص 42 .