يارى خواهد رساند .
سپس به مراكش رفت ؛ جايى كه يوسف بن على بن تاشفين حكمرانى داشت .
وى به عنوان يك عالم ، كارش امر به معروف و نهى از منكر و جلوگيرى از فساد و تباهى بود . كسانى او را به فتنهگرى سياسى متّهم كردند ؛ امّا به دليل تقدّس و زهد ، از فشار رهايى يافت .
ابن تومرت در سال 514 ق به ميان قبيلهء هرغه - كه خود ، از آنان بود - رفت و همه به او پيوستند . وى ياران خود را « موحّدين » و مخالفين خويش را « مجسّمين » مىناميد . « 1 » همو امام على عليه السلام را مانند شيعيان اماميّه ، معصوم مىدانست . « 2 » گويا تا اين زمان يا سال 515 ق ، مهدويت او آشكار نبوده ؛ امّا در اين وقت ، ده نفر از جمله عبد المؤمن به وى گفتهاند كه او يقيناً همان مهدى است كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بشارت به ظهور او داده است .
به تدريج ، مردمان به وى پيوستند و وى با درايت و بعضاً كشتار شمارى از مردم آن نواحى ، آن شهر را به پايگاه خود تبديل كرد . وى در سال 524 ق در گذشت و مهدويت را به عبد المؤمن بن على سپرد . همين شخص بود كه در سال 542 ق مراكش را تصرّف كرد و دولت وى با نام « موحّدون » تا اسپانيا گسترش يافت و لقب امير المؤمنين به خود داد . وى در سال 558 ق در گذشت . جانشين وى فرزندش ابو يوسف بود كه نبردهاى بسيارى با اروپاييان داشت و به سال 580 ق در گذشت . « 3 »
بجز اخبار سياسى و تاريخى ، آثارى علمى هم از ابن تومرت و شاگردان وى بر جاى مانده كه ديدگاههاى وى را - كه گفته مىشود نوعى نگاه اشعرى ، امّا متشيّع است - عرضه مىكند . « 4 »
هامش
( 1 ) . صبح الأعشى : ج 5 ص 186 .
( 2 ) . سير أعلام النبلاء : ج 19 ص 549 . در بارهء برخى از ويژگىهاى وى ، ر . ك : وفيات الأعيان : ج 5 ص 54 .
( 3 ) . مهدى از صدر اسلام تا قرن سيزدهم : ص 181 .
( 4 ) . المهديّة فى الإسلام : ص 195 - 196 .