آن مرد گفت : دينارها را وزن كردم . همان بود كه فرموده بود . « 1 »
713 . الكافى - به نقل از حسن بن على علوى « 2 » - : مجروح ، « 3 » مالى از آنِ ناحيهء مقدّسه را به مِرداس بن على « 4 » سپرد و نزد مِرداس ، مالى هم از آنِ تميم بن حنظله بود . پس ، [ از سوى امام عليه السلام ] به مِرداس چنين رسيد : « مال تميم را با آنچه [ مجروح ] شيرازى به تو سپرده است ، بفرست » . « 5 »
714 . الثاقب فى المناقب - به نقل از احمد بن ابى روح « 6 » - : مرا به سوى زنى از اهالى دينور روانه كردند . نزد او آمدم . گفت : اى فرزند ابو روح ! تو در منطقهء ما ، ديندارترين و پارساترين فردِ مورد اعتمادى و من مىخواهم امانتى را نزد تو بگذارم و بر عهدهات بنهم كه آن را ادا و به آن قيام كنى .
گفتم : انجام مىدهم ، إن شاء اللَّه .
گفت : اين ، درهمهايى در اين كيسهء سربسته است . آن را نگشاى و به آنچه در آن است ، منگر تا آن را به كسى برسانى كه تو را از آنچه در آن است ، آگاه كند ، و
هامش
( 1 ) . كمال الدين : ص 509 ح 38 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 339 ح 65 . نيز ، ر . ك : الثاقب فى المناقب : ص 599 ح 545 - 546 .
( 2 ) . حسن بن على علوى : آية اللَّه خويى ، وى را با حسن بن على بن حسن دينورى علوى ، يكى دانسته است . ظاهراً از مشايخ كلينى است و در الكافى به نام حسن بن على علوى و حسن بن على هاشمى روايت دارد كه ظاهراً همه يكى هستند ( ر . ك : ص 175 ح 681 و 347 ح 713 ، مستدركات علم رجال الحديث : ج 3 ص 7 ش 3800 ، معجم رجال الحديث : ج 6 ص 72 ش 3027 ، تجريد أسانيد الكافى : ج 4 ص 126 ) .
( 3 ) . ظاهراً مجروح ( / محروج ) از اهالى فارس ( شيراز ) ، همانى است كه شيخ صدوق ، نام وى را در شمار كسانى آورده كه بر معجزهء امام زمان عليه السلام آگاه بودهاند و او آنها را ديده است و با امام عليه السلام مكاتبه داشته است ( ر . ك : ج 5 ص 26 ( بخش ششم / فصل يكم / مردى از فارس ) و ص 95 ح 810 ( و اين افراد ) .
( 4 ) . مرداس بن على : احتمال دارد با مرداس قزوينى ، يكى باشد ( ر . ك : ج 5 ص 95 ح 810 « و اين افراد » ، مستدركات علم رجال الحديث : ج 7 ص 393 ش 14818 - 14819 ، معجم رجال الحديث : ج 19 ص 125 ش 12240 ) .
( 5 ) . الكافى : ج 1 ص 523 ح 18 .
( 6 ) . احمد بن ابى روح : از اين حديث به دست مىآيد كه وى مورد عنايت امام عليه السلام و امين ايشان بوده است . براى اوتوقيع ديگرى هم است ( ر . ك : ص 225 ح 693 ، مستدركات علم رجال الحديث : ج 1 ص 249 ش 664 ) .