از آنِ امام عصر عليه السلام جمع شد كه بيست درهم كمتر از پانصد درهم بود و پسنديده نديدم كه آن را با همين مقدار ناقص بفرستم . از مال خودم آن را كامل كردم و آن را براى محمّد بن جعفر فرستادم و ننوشتم كه از مال من هم در آن است . محمّد بن جعفر ، قبضِ رسيد را برايم كه فرستاد ، در آن نوشته بود : « پانصد درهم فرستاده بودى كه بيست درهم آن ، براى توست » . « 1 »
712 . كمال الدين - با سندش به نقل از محمّد بن شادان بن نعيم شاذانى - : چهارصد و هشتاد درهم [ از مال امام عليه السلام ] نزد من جمع شد . بيست درهم از خود به آن افزودم تا پانصد درهم كامل شود و آن را به ابو الحسين اسدى دادم [ تا به امام عليه السلام برساند ] و او را از بيست درهمِ افزوده آگاه نكردم . جواب رسيد : « پانصد درهمى كه بيست درهمش از آنِ خودت بود ، رسيد » .
پس از آن ، مالى را فرستادم و بيان نكردم كه از آنِ كيست . جواب رسيد : « فلان مقدار رسيد . اين مقدار از آنِ فلانى و اين مقدار ، از آنِ فلان كس است » .
ابو العبّاس كوفى گفت : مردى مالى را با خود آورد تا به امام عليه السلام برساند و دوست داشت نشانهاى هم از امامت امام ببيند . توقيع آمد كه : « اگر در پى راه باشى ، راه مىيابى و اگر بجويى ، مىيابى . مولايت به تو مىگويد : آنچه را با خوددارى ، بده » .
آن مرد گفت : از ميان آنچه همراه داشتم ، شش دينار را بدون آن كه وزن كنم ، بيرون آوردم و بقيّه را تحويل دادم . توقيع آمد كه : « اى فلان ! آن شش دينارى را كه بدون وزن كردن بيرون كشيدى ، باز گردان . وزن آنها هم شش دينار و پنج دانق « 2 » و يك و نيم حبّه است » .
هامش
( 1 ) . كمال الدين : ص 485 ح 5 ، دلائل الإمامة : ص 525 ح 497 ، الثاقب فى المناقب : ص 604 ح 552 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 325 ح 44 .
( 2 ) . هر دانق ، يك ششم درهم است و وزن دينار در آن روزگار ، اندكى متفاوت و در سرزمينهاى مختلف وحكومتهاى گوناگون ، ناهمسان بوده است .