پژوهش و تحقيق نيستند . آنچه مهم است ، شناسايىِ بستر پديد آمدن اين حركتها و نحوهء سوء استفادهء آنان است كه ممكن است در آينده نيز زمينهء بروز يابد .
تاريخچهء مهديان دروغين
اكنون با در نظر گرفتن مقدّمهاى كه ملاحظه شد ، به گزارش كوتاهى در بارهء تاريخچهء مهديان دروغين مىپردازيم :
1 . محمّد بن حنفيّه نخستين كاربرد نام « مهدى »
در منابع معمول تاريخ اسلام ، فرض بر اين است كه مختار ، نظريّهء مهدويت محمّد بن حنفيّه ( م 81 ق ) را مطرح كرده و در برخى از نامههاى رسمى خود ، از اين لقب براى وى استفاده كرده است . « 1 » بر پايهء اين گزارشها ، وى شروع نهضت خود را با اين ادّعا شروع كرد كه
« إنّى قد جئتكم مِن قِبَلِ المهدىّ محمّد بن على ابن الحنفيّة ؛ من از جانب مهدى ، محمّد بن على ابن حنيفه به سوى شما آمدهام » . « 2 »
ابن سعد نيز در بارهء مختار نوشته است :
« او مردم را به سوى الرضا من آل محمّد خواند و از محمّد بن حنفيّه ستايش كرده ، مهدىاش ناميد » . « 3 »
در اين باره بايد توجّه داشت كه اساساً دورهء مختار و عملكرد و سخنان وى در هالهاى از ابهام و آشفتگى اخبار قرار دارد و نمىتوان در اين خصوص به نظريّهء اطمينانبخشى رسيد . در بارهء طرح عنوان « مهدى » براى محمّد بن حنفيّه نيز بر فرض پذيرش آن ، روشن نيست كه مراد مختار يا محمّد حنفيّه از اين واژه ، مهدى به معناى مطلق هدايتگر بوده است يا مهدى موعود .
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية : ج 8 ص 274 .
( 2 ) . تاريخ الطبرى : ج 5 ص 561 .
( 3 ) . الطبقات الكبرى : ج 2 ص 82 . در الفتوح ( ج 6 ص 322 ) آمده كه او را با خطاب « أيّها المهدى » ياد مىكرد . در دورههاى بعد ، كسانى مانند ابن كثير ، اين نصوص را به معناى قطعى ادّعاى مهدويت گرفته و دليل آن را جذب كردن مردم به سوى محمّد بن حنفيّه دانستند ( ر . ك : البداية و النهاية : ج 8 ص 248 ) .