آنان را به جاى خود نهادند و شيعيان را به تدريج به سوى آنان سوق دادند و بدينسان ، شيعه را براى قرنها ، دست كم در مسائل نه چندان حادّ و دشوار شخصى و اجتماعى ، خوداتّكا نمودند .
منابع بزرگ علمِ به يادگار مانده از امامان عليهم السلام قدرت فرا گرفته شدهء اجتهاد و مشروعيت كسب شده از ارجاعات ائمّه عليهم السلام ، عالمان عادل شيعه را به عنوان جانشينانى لايق در توضيح مسائل علمى و اقناع مردمان ، فراز آورد و وظيفهء عملى شيعه را در روزگاران غيبت ، معيّن كرد .
اين جانشينى به صورتى تدريجى و بسيار نرم به فرجام رسيد . سرچشمههاى اين جريان بزرگ تاريخى را مىتوان در سخنان امام على عليه السلام يافت . ايشان بر بالاى منبر كوفه مىفرمايد :
إن غابَ عَنِ النّاسِ شَخصُهُم . . . فَلَم يَغِب عَنهُم قَديمُ مَبثوثِ عِلمِهِم . « 1 »
اگر خودشان حضور ندارند . . . ، دانش كهنِ انتشار يافتهشان حاضر است .
امام حسين عليه السلام نيز در خطبهء عرفه ، عالمان را مسئول قيام دانسته و مجارى كارها را به دست آنها مىداند . « 2 »
امام باقر عليه السلام نيز به ابان بن تغلب مىفرمايد :
اجلِس فى مَسجدِ المَدينَةِ وَ أفتِ النَّاسَ . « 3 »
در مسجد مدينه بنشين و فتوا بده .
امام صادق عليه السلام نيز به مسلم بن ابى حيّه كه هنگام وداعش ، درخواست توشهاى معنوى مىكند ، مىفرمايد :
ائتِ ابان بن تَغلب فانّه قد سمع منى حديثاً كثيراً . « 4 »
نزد ابان بن تغلب برو كه او از من ، بسيار حديث شنيده است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 196 ح 589 .
( 2 ) . تحف العقول : ص 238 .
( 3 ) . رجال النجاشى : ج 1 ص 73 ش 6 .
( 4 ) . رجال الكشّى : ج 2 ص 622 ح 604 .