عيسى بن مريم ، فرود مىآيد و پشت سرش نماز مىگزارد و زمين به نور پروردگارش منوّر مىگردد ، و هيچ جايى در زمين باقى نمىماند كه جز خدا را در آن مىپرستند ، مگر آن كه به پرستش خداوند ، روى مىآورند ، و دين به طور كامل ، از آنِ خداست [ و دينِ ديگرى نيست ] ، هر چند مشركان را ناخوش آيد » . « 1 »
ر . ك : ص 7 ( ويژگىهاى پيامبرانه ) .
2 / 7 بيرون آمدن وديعههاى خدا
561 . كمال الدين - با سندش به نقل از محمّد بن ابى عمير ، از كسى كه برايش نقل نمود - :
به امام صادق عليه السلام گفتم : چرا امير مؤمنان ، على عليه السلام ، از همان آغاز ، با مخالفانش نجنگيد ؟
فرمود : « به خاطر آيهاى در كتاب خداى متعال : « اگر [ مؤمنان از كافران ] جدا مىشدند ، كافرانِ آنها را به عذابى دردناك ، عذاب مىكرديم » . « 2 »
گفتم : مقصود از جدايى آنها چيست ؟
فرمود : « مؤمنانى كه در صُلب برخى كافران به وديعت نهاده شده بودند .
و قائم ، همين گونه است . ظهور نمىكند تا وديعههاى خداوند عز و جل [ از صلب پدرانشان ] بيرون آيند ( متولّد شوند ) . پس چون قيام كند ، بر دشمنان خدا چيره مىشود و آنها را مىكشد » . « 3 »
562 . كمال الدين - با سندش به نقل از ابراهيم كرخى - : من يا مرد ديگرى ، به امام صادق عليه السلام
هامش
( 1 ) . كمال الدين : ص 345 ح 31 ، الصراط المستقيم : ج 2 ص 227 ( با عبارت مشابه ) ، بحار الأنوار : ج 51 ص 146 ح 14 .
( 2 ) . اين آيه ، بخشى از سورهء فتح است كه حكمت نجنگيدن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با مكّيان را در سال هشتم هجرى بيان مىكند . اين آيه مىفرمايد : اگر مسلمانان ، مكّه را با جنگ و ستيز مىگشودند ، ممكن بود به علّت وجود مسلمانان باقى مانده در مكّه و عدم جدايى و تمايز و شناخت آنان از كافران و مشركان ، تعدادى از آنان كشته شوند و ننگ آن بر گردن مسلمانان بماند . در احاديث ، عدم تمايز و جدايى را در بيرون نيامدن فرزندان اين كافران از صلب آنان و جدا نشدن از پدران كافرشان دانستهاند . ( م )
( 3 ) . كمال الدين : ص 641 ، علل الشرائع : ص 147 ح 2 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 97 ح 19 .