پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود ، سيّد ( سَرور ) است . از او مردى همنام پيامبرتان به دنيا خواهد آمد كه اخلاقش همانند پيامبر است ؛ امّا اندامش نه .
اين حديث را نعيم بن حمّاد ، به نقل از محمّد بن جعفر ، اين گونه گزارش كرده كه امام على عليه السلام فرمود :
سَمَّى النَّبيُّ صلى الله عليه و آله الحَسَنَ سَيِّداً وَ سَيُخرِجُ [ اللَّهُ ] مِن صُلبِهِ رَجُلًا اسمُهُ اسمُ نَبيِّكُم ، يَملَأُ الأَرضَ عَدلًا كَما مُلِئَت جوراً . « 1 »
پيامبر صلى الله عليه و آله حسن را « سيّد » ناميد و مردى از او همنام پيامبرتان به دنيا خواهد آمد كه زمين را آكنده از عدالت مىكند ، همان گونه كه از ستم پُر شده است .
ردّ نظريّهء انتساب امام مهدى عليه السلام به امام حسن عليه السلام
اين نظريّه به دلايل ذيل ، قابل قبول نيست :
1 . طريق ابو داوود به ابو اسحاق ، معتبر نيست . « 2 » بنا بر اين استناد به اين روايت براى اثبات انتساب امام مهدى عليه السلام به پيامبر صلى الله عليه و آله از طريق امام حسن عليه السلام ، صحيح نيست . نويسندهء كتاب مختصر سنن أبى داوود نيز تصريح كرده است كه ابو اسحاق ، حديثى را مستقيماً از امام على عليه السلام نشنيده است . « 3 »
روايت نعيم بن حمّاد ، نيز از نظر سند ، سستتر از روايت ابو داوود است .
2 . در منابع شيعى نيز گزارشِ ياد شده از ابو اسحاق نقل شده ؛ ليكن به جاى « نظر
هامش
( 1 ) . الفتن ، ابن حمّاد : ج 1 ص 374 ح 1113 .
( 2 ) . يكى از محققان اهل سنّت ، اسناد اين حديث را شايستهء اعتماد ندانسته و نوشته است : هارون بن مغيره ثقهاست ، ولى ظاهراً اين سند متّصل نيست و بين ابو داوود و هارون بن مغيره ، افتادگى دارد . عمرو بن ابى قيس نيز ثقه است ، ولى ضابط نيست و مسائل را با هم در مىآميزد . ابو اسحاق سبيعى نيز در آخر عمر ، آشفته حال و اهل تدليس شد .
ضمناً او اگر چه امير مؤمنان عليه السلام را ديده ، ولى از ايشان حديثى نشنيده است ( الموسوعة فى أحاديث المهدى الضعيفة و الموضوعة : ص 348 ) .
در بارهء ابو اسحاق سبيعى ، اين نكته را بيفزاييم كه به گفتهء ابن حجر ، در سال 33 هجرى متولّد شده كه طبق اين نقل هنگام شهادت امام على عليه السلام ، هفت سال داشته است ( تهذيب التهذيب : ج 4 ص 340 ش 5948 ) .
( 3 ) . مختصر سنن أبى داوود : ج 6 ص 162 .