گفتم : اى فرزند پيامبر خدا ! شادىام به منّتى كه بر من نهادى ، فراوان است ؛ امّا كدام سنّت خضر و ذو القرنين بر او ( امام مهدى ) هم جارى است ؟
فرمود : « درازى غيبت ، اى احمد ! » .
گفتم : اى فرزند پيامبر خدا ! آيا غيبتش طول مىكشد ؟
فرمود : « آرى ، به خدايم سوگند ، تا آن جا كه بيشتر باورمندان عقيدهء ظهور و خروج امام ، از آن باز مىگردند و كسى نمىماند ، جز آن كه خداى عز و جل از او عهد ولايت ما را گرفته باشد و ايمان را در دلش ثبت و با روحى از خود ، تأييدش كرده باشد .
اى احمد بن اسحاق ! اين كارى از كارهاى خداست و سرّى از اسرار او و غيبى از غيبهاى الهى . آنچه به تو نشان دادم ، بر گير و پنهان كن و از شاكران باش تا فردا در ملكوت اعلا با ما باشى » . « 1 »
ر . ك : ج 1 ص 411 ( دعاى حاجتطلبى )
و ج 3 ص 123 ( بخش سوم / فصل يكم / خبر دادن امام هادى عليه السلام از غيبت امام مهدى عليه السلام )
وج 5 ص 9 ح 765
و ج 8 ص 41 ح 1446 .
هامش
( 1 ) . كمال الدين : ص 384 ح 1 ، إعلام الورى : ج 2 ص 248 ( هر دو منبع با سند معتبر ) ، كشف الغمّة : ج 3 ص 316 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 23 ح 16 .