تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
132 . الغيبة ، نعمانى - به نقل از عبد الوهاب ثقفى ، از امام صادق عليه السلام در بارهء پدرش - : او ( امام باقر عليه السلام ) به حُمران نگريست و گريست و سپس فرمود : « اى حمران ! شگفتا از مردم كه چگونه غافل شدند و فراموش كردند و يا خود را به فراموشى زدند و سخن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در بيمارىاش از ياد بردند ! مردم براى عيادتش مىآمدند و سلام مىدادند تا آن كه خانه پرشد . على عليه السلام آمد و سلام داد و نتوانست از ميان آنها بگذرد و آنان راهى برايش نگشودند . هنگامى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اين را ديد ، پشتىاش را برداشت و فرمود : " نزد من بيا ، اى على ! " . هنگامى كه مردم چنين ديدند ، كمى فشرده‌تر نشستند و راه گشودند و على از ميان آنها گذشت و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله او را كنار خود نشاند و سپس فرمود : " اى مردم ! مىبينم كه در زندگىام ، با على اين گونه مىكنيد . پس از وفاتم چه مىكنيد ؟ ! به خدا سوگند ، به اهل بيتم اندكى نزديك نمىشويد ، جز آن كه نزد خداوند ، مقرّب‌تر مىشويد و گاهى از آنها دور نمىشويد و از آنها روى نمىگردانيد ، جز آن كه خداوند از شما روى مىگرداند " . سپس فرمود : " اى مردم ! بشنويد كه به شما چه مىگويم ! هشيار باشيد كه رضايت و رضوان و بهشت خدا براى كسى است كه على را دوست بدارد و او را مولاى خود بداند و به او و فضيلت او و نيز به اوصياى من پس از او اقتدا كند و خدا بر خود ، لازم كرده است كه دعاى مرا در حقّ آنان مستجاب كند . آنان دوازده وصى هستند و هر كس از آنان پيروى كند ، از من است و من از ابراهيم هستم و ابراهيم از من است . دين من ، دين او و دين او ، دين من است . تبار او ، تبار من و تبار من ، تبار او و فضيلت من ، فضيلت اوست ، و من برتر از او هستم ، بى آن كه فخر بفروشم . سخن مرا ، سخن خدايم تأييد مىكند : « نسلى كه برخى از برخى ديگر هستند و خداوند ، شنوا و داناست » " » . « 1 »
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى : ص 91 ح 22 ، بحار الأنوار : ج 36 ص 279 ح 99 .