تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
درهم شكند . به هر حال ، او شخصيّتى ارجمند بود كه رجاليان از او به عظمت ياد كرده‌اند . براى نمونه ، ذهبى درباره او آورده است : راستگو ، دانا ، شاعر و شه‌سوار بود و دير زمانى زيست . درباره وى در منابع آمده است : هنگامى كه معاويه بر اوضاع مسلّط شد ، هيچ چيز برايش دوست‌داشتنىتر از ديدار با عامر بن واثله نبود . پس پيوسته به او نامه نوشت و اظهار لطف كرد تا آن كه عامر به نزد وى آمد . پس چون آمد ، از او درباره عرب جاهلى پرسش‌هايى كرد . عمرو بن عاص و چند نفر از همراهانش بر معاويه درآمدند . معاويه به آنان گفت : آيا اين را مىشناسيد ؟ اين ، شه‌سوار صِفّين و شاعر آن نبرد است . اين ، دوست ابو الحسن [ على ] است . سپس گفت : اى ابو طفيل ! چه قدر على را دوست مىدارى ؟ گفت : به اندازه محبّت مادر موسى به موسى عليه السلام . گفت : چه قدر بر او مىگِريى ؟ گفت : مانند پيرزن و پيرمردى كه فرزندى برايشان نمانده است ، و [ با اين همه ] از كوتاهى خود به نزد خدا عذر مىبرم . معاويه گفت : امّا اگر از يارانم درباره من بپرسند ، آنچه را تو براى سرورت گفتى ، در حق من نمىگويند . عمرو [ بن عاص ] گفت : به خدا سوگند ، ما باطل نمىگوييم . معاويه ، خطاب به آنان گفت : به خدا سوگند ، حق را هم نمىگوييد . « 1 »

3 / 23 عبد اللّه بن بُدَيل

عبد اللّه بن بُدَيل بن وَرقاء خُزاعى ، پيش از فتح مكّه اسلام آورد و در نبردهاى
هامش
( 1 ) وقعة صفّين : ص 554 .