تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
جبرئيل عليه السلام هم گفت : و من از شمايم ، اى محمّد ! امام صادق عليه السلام فرمود : « پيامبر صلى الله عليه و آله به جبرئيل عليه السلام نظر افكند كه بر تختى طلايى ميان آسمان و زمين نشسته و مىگويد : " شمشيرى جز ذو الفقار و جوان‌مردى جز على نيست " » . 540 . پيامبر صلى الله عليه و آله به هنگام رويارويى امام على عليه السلام با عمرو بن عبدِ وَد : تمام ايمان در برابر تمام شرك ، ظاهر گشت . 541 . تاريخ الطبرى به نقل از ابو رافع : هنگامى كه على بن ابى طالب عليه السلام [ در نبرد احد ، ] پرچمداران را كُشت ، چشمان پيامبر صلى الله عليه و آله بر گروهى از مشركان قريش افتاد . به على عليه السلام فرمود : « بر آنان يورش ببر ! » . على عليه السلام بر آنان حمله برد و آنان را پراكنده ساخت و عَمرو بن عبد اللّه جُمَحى را به قتل رسانيد . پس ، چشمان پيامبر صلى الله عليه و آله بر گروهى ديگر از مشركان قريش افتاد و به على عليه السلام فرمود : « بر آنان يورش ببر ! » . على عليه السلام بر آنان حمله كرد و آنان را پراكنده ساخت و شَيبة بن مالك ، يكى از افراد قبيله بنى عامر بن لؤى را به قتل رسانيد . در اين هنگام ، جبرئيل عليه السلام گفت : اى پيامبر خدا ! اين همان مواسات است . آنگاه ، پيامبر خدا فرمود : « به راستى كه او از من است و من از اويم » ، و جبرئيل عليه السلام گفت : و من از شمايم . آنگاه ، صدايى را شنيدند كه مىگفت : « شمشيرى جز ذو الفقار و جوان‌مردى جز على نيست » . 542 . تذكرة الخواص : احمد بن حنبل در كتاب الفضائل ، روايت مىكند كه مردمان در آن روز ( جنگ احُد ) ، صداى تكبيرى از آسمان شنيدند و نيز شنيدند كه كسى مىگفت : « شمشيرى جز ذو الفقار / و جوان‌مردى جز على نيست » . حسّان بن ثابت ، از پيامبر خدا اجازه خواست كه شعرى بسُرايد . پيامبر صلى الله عليه و آله به وى اجازه داد و حسّان ، چنين سرود :