تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
آزاده مىگرداند ؟ و گناه چه قدر زشت است و چگونه آزادگان را به بردگى مىكشانَد ؟

1 / 3 4 احترام گذاردن به پدر

قرآن

« پس چون بر يوسف وارد شدند ، پدر و مادر خود را در كنار خويش گرفت و گفت : إن‌شاءاللّه با آرامش ، داخل مصر شويد » .

حديث

523 . امام صادق عليه السلام : وقتى يوسف عليه السلام با يعقوب عليه السلام ملاقات كرد ، يعقوب عليه السلام پياده شد ؛ ولى يوسف عليه السلام پياده نشد . هنوز از آغوش يكديگر جدا نشده بودند كه جبرئيل عليه السلام بر يوسف عليه السلام فرود آمد و به وى گفت : « اى يوسف ! صدّيق ( يعقوب ) براى تو پياده شد ؛ ولى تو برايش پياده نشدى . دستت را باز كن » . يوسف عليه السلام ، دستش را باز كرد . نورى از كف دستش بيرون رفت . يوسف عليه السلام به جبرئيل گفت : اين ، چه بود ؟ جبرئيل عليه السلام گفت : « اين ، نشانه‌اى است كه به عنوان كيفر ، از نسل تو پيامبرى بيرون نخواهد آمد » .

1 / 3 5 ازدواج يوسف و زليخا

524 . امام صادق عليه السلام : وقتى يوسف عليه السلام با همسر عزيز ، ازدواج كرد ، او را باكره يافت . به وى گفت : « چه چيزى تو را بر آن كار ، وا داشت ؟ » . گفت : سه خصلت : جوانى ، ثروت ، و اين كه همسر نداشتم ( يعنى پادشاه ، ناتوانى جنسى داشت ) .
حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 329 | محمد الريشهري