جمعى واجب مىدانند كه راوى در نقل حديث ، اجازه داشته باشد . « 1 » در بيان اقسام « اجازه » ، شهيد ثانى ( م 966 ق ) « 2 » و شيخ بهايى ( م 1031 ق ) ، « 3 » قائل به هفت قِسماند « 4 » و شيخ حسين بن عبد الصمد عاملى ( م 984 ق ) ، قائل به هشت قِسم است . « 5 » ديگران هم به پيروى از وى ، هشت قِسم را اختيار نمودهاند « 6 » كه شامل موارد زير است :
1 . سماع يا شنيدن حديث از شيخ ، كه بهترين نوع تحمّل حديث است ؛
2 . قرائت يا خواندن حديث بر شيخ ؛
3 . دادن اجازه ، كه معمولًا شيخ به شاگردان خويش ، اجازهء نقل كتاب خاصّى يا همهء كتب حديث را كه خود مجاز در نقل آن است ، مىدهد ؛
4 . مناوله ، كه يا با اجازه توأم است يا بدون اجازه . اوّلى مثل اين كه استاد ، كتاب خود را به شاگرد داده ، به وى ، اجازه نقل آن را بدهد يا شاگرد ، رواياتى را كه سماع نموده به نظر شيخ برساند و شيخ به وى ، اجازهء نقل بدهد . دومى آن كه شاگرد به كتاب حديث تصحيح شدهء استاد ، دسترس پيدا كند .
5 . كتابت ، كه شيخ براى شخص حاضر يا غايب ، به خواست خود يا به خواهش او احاديثى بنگارد و آنگاه به وى اجازهء روايت آن را بدهد .
6 . اعلام ، كه شيخ بدون اجازه و اذن به كسى ، فقط اعلام كند كه فلان حديث ، روايت يا سماع من از فلان شخص است كه در نقل اين قِسم ، بايد با آوردن « أعلمنا فلان » از وى نقل كرد .
7 . وصيّت ، كه شيخ هنگام مسافرت يا زمان وفات خود ، وصيّت كند كه فلان
هامش
( 1 ) . علم الحديث ، ص 170 ( به نقل از : لوامع صاحبقرانى ) .
( 2 ) . الدارية فى علم مصطلح الحديث ، ص 82 - 107 .
( 3 ) . الوجيزة ، ص 19 - 21 .
( 4 ) . سماع ، قرائت ، اجازه ، مناوله ، كتابت ، اعلام و و جاده .
( 5 ) . وصول الأخيار إلى اصول الأخبار ، ص 131 - 143 .
( 6 ) . علم الحديث ، ص 170 .