بسم اللَّه الرحمن الرحيم . امروز كه روز جمعه يازدهم ربيع اوّل 1322 است ، از جناب سيّد سند ، عالم كامل ، فاضل محدّث ، نسبشناس بزرگ ، درآورندهء گنجهاى اخبار و زنده كنندهء آثار مندرس شده . . . مولانا سيّد حسن بن سيّد هادى موسوى كاظمى ، اجازه خواستم ، و او هم به من اجازه داد ، با همهء شرايطى كه روايت آنها براى او جايز ، و اجازهء آن براى او سزاوار است ، با طُرُق معدودى كه از مشايخ خود دارد . « 1 »
3 . اجازهء سيّد ابو الحسن نقوى
شيخ آقا بزرگ تهرانى ، در معرّفى وى ، چنين نگاشته است :
سيّد ابوالحسن نقوى ( 1298 - 1355 ق ) ، فرزند شمس العلماء سيّد ابراهيم بن ممتاز العلماء سيّد محمّد تقى . . . نصير آبادى نقوى لكهنوى ، دانشمند فقيه و مرجع تدريس و فتوا در هند .
محدّث قمى ، در شوّال 1339 ، از وى اجازه گرفته است . در ابتداى اجازه آمده است :
امّا بعد ، با همهء دورى راه و فاصلهاى كه هست ، به من خبر رسيده كه حضرت عالم شامخ و منار واضح ، منهج حقّ مبين و شرع متين . . . حاج شيخ عبّاس قمى - كه خدايش با تأييدات خود ، مؤيّد دارد - از من اجازه خواسته است . . . .
سپس ، اجازه را به طُرُق خود مىنگارد . « 2 »
اجازهگيرندگان از شيخ عباس قمى
با توجّه به شهرت شيخ عبّاس قمى و تأليفاتى از وى كه در دست بيشتر شيعيان يافت مىشود و به دليل سفرهاى متعدّدى كه به شهرهاى ايران و عراق و حجاز داشته
هامش
( 1 ) . همان ، ص 255 .
( 2 ) . مرحوم على دوانى ، معتقد است كه آن دو اجازهء قبلى به محدّث قمى ، شفاهى بوده يا اگر كتبى بوده ، به دست ما نرسيده است و تنها اجازهء كتبى موجود ، همين اجازهء سيّد ابوالحسن نقوى به اوست ( مفاخر اسلام ، ج 11 ، ص 255 و 259 ) .