نجف ، در اجازهء بزرگ خود ، با تمجيد و تعظيم از محدّث قمى ، مىگويد كه وى ، از بسيارى از علماى شيعه و اهل سنّت ، اجازهء روايى داشته است .
اينك ، خلاصهاى از سه اجازهء ياد شده ، بيان مىگردد .
1 . اجازهء ميرزا حسين نورى طَبَرسى
اين اجازهء حديثى در مجموعهاى است به خطّ ميرزا حسين نورى كه بعد از فوائد الرجبيّه در يك صفحه نوشته شده و خلاصهء آن ، چنين است كه پس از حمد و ثناى الهى مىنويسد :
و بعد ، بندهء مذنب مسيئ عبّاس بن محمّد رضا قمى مىگويد : چون خدا بر من منّت نهاد كه از ايران به عراق مهاجرت كنم و در بهترينِ شهرهاى خداوند ، نجف اشرف ، توطّن گزينم ، به ملازمت استاد اعظم و عماد اقوم . . . خاتم فقها و محدّثين . . . استاد ما و مولانا حاج ميرزا حسين نورى - أنار اللَّه برهانه - ، رسيدم و ملازم خدمتش بودم . در خلال استفاده ، از وى اجازه خواستم كه مؤلّفات علماى شيعه را به طرق پنجگانهء مشهورش از استادانش به من اجازه دهد ، كه از آن ميان ، از همه محكمتر ، اجازهاى است از شيخ انصارى ، از ملّا احمد نراقى ، از علّامهء بحر العلوم ، از شيخ يوسف بحرانى . . . . آن بزرگوار هم مسئول مرا اجابت نمود و اجازه داد كه مؤلّفات قديم و جديد علماى شيعه در تفسير و حديث و فقه و اصولين و غيره . . . را از وى روايت كنم . اين اجازه را وى ، در روز جمعه ، ششم ربيع الاوّل سال 1320 در كوفه به من مرحمت فرمود . « 1 »
2 . اجازهء سيّد حسن صدر كاظمى
حاج شيخ عباس قمى ، در صفحهء اوّل نسخهء خطّى كتاب الدرّ النظيم ، به عربى نوشته است :
هامش
( 1 ) . به نقل از : مفاخر اسلام ، ج 11 ، ص 249 .