10 . « روش نقد حديث در تفسير الميزان » ، مقصود فراستخواه : كيهان انديشه ، ش 44 ، 1371 ش .
11 . « نقد الحديث بين الاجتهاد والتقليد » ، السيّد محمّد رضا الحسينى الجلالى : تراثنا ، ش 32 و 33 ، رجب - ذوالحجة 1413 ق .
12 . « نقد ديدگاههاى اهل سنّت دربارهء حديث غدير » ، سيّد محمود مدنى : علوم حديث ، ش 7 ، بهار 1377 ش .
شش . علل الحديث
علل الحديث را بعضى به مثابهء يكى از علوم پيرامونىِ حديث شمردهاند و در تعريف آن ، چنين گفته شده : اين علم ، غالباً از اسباب و عوامل پنهانى كه موجب قدح و كاستى در حجّيت خبر مىشود ، بحث مىكند . اين اسباب و علل ، چنان مخفىاند كه ظاهر خبر را بىنقص و حتّى خبر را صحيح مىنمايانند و تنها اهل خبره به راههاى نقل حديث و طبقات راويان ، مىتوانند اين علل را شناسايى نمايند . « 1 »
اين علم ، سابقهء طولانى در ميان مسلمانان و بخصوص شيعه دارد . از اوّلين كتابهاى علل الحديث مىتوان از العلل فضل بن شاذان ( ق 3 ق ) و علل الحديث احمد بن محمّد بن خالد برقى ( م 280 ق ) ، نام برد .
در سدهء چهاردهم و پانزدهم ، كمتر به كتابى با اين عنوان برخوردهايم ؛ امّا در سالهاى اخير ، اثرى در اين زمينه منتشر شده كه به معرّفى آن مىپردازيم :
علل الحديث ، تأليف استاد محمّد باقر بهبودى .
اين كتاب ، در سال 1379 ش ، توسّط انتشارات سنا ، در تهران ، به چاپ رسيده است .
مؤلّف ، در اين كتاب ، بدون ذكر مقدّمه يا درآمدى براى ورود به بحث ، مستقيماً به
هامش
( 1 ) . نهاية الدراية ، ص 29 ( مقدّمه ) .