در فصل دوم ، زندگىنامهء علّامهء طباطبايى به اختصار آمده و كتاب الميزان ، معرّفى شده است .
در فصلهاى سوم تا هفتم ، روايات در پنج موضوع جداگانه بررسى شدهاند . در همهء فصول ، ابتدا بحثى نظرى از ديدگاه عالمان و ديدگاه علّامه دربارهء اين روايات ، ارائه شده و سپس ، شيوهء برخورد علّامه در الميزان ، بررسى شده است .
فصل سوم ، به روايات تفسيرى اختصاص دارد و ديدگاه عالمان و علّامه دربارهء جايگاه روايات در تفسير مسئلهء استقلال قرآن در دلالت يا عدم آن ، مطرح شده است .
فصل چهارم ، به روايات اسباب نزول اختصاص يافته و بخصوص ، چگونگى تميز آنها از ديگر روايات ، مطرح شده است .
فصل پنجم ، به رواياتى اختصاص دارد كه بهگونهاى آيات را در حق ائمهء معصوم عليهم السلام تفسير كردهاند .
در فصل ششم ، روايات اعتقادى به بحث گذاشته شده و ديدگاه عالمان و علّامهء طباطبايى دربارهء حجّيت خبرِ واحد در موضوعات اعتقادى ، بررسى شده است .
فصل هفتم ، به روايات داستانى اختصاص يافته و فصل هشتم ، يعنى آخرين فصل كتاب به معيارهاى مشترك نقد پرداخته است و با مرورى بر فصول پيشين ، جمعبندى كلّى ارائه شده است .
در خاتمه نيز چكيدهاى از كتاب آمده و پس از ذكر منابع عربى و فارسى استفاده شده ، فهرست جامعى از آيات و روايات بهطور جداگانه ، ارائه گرديده است .
5 . نقد الحديث فى علم الرواية و علم الدراية
نوشتهء آقاى حسين الحاج حسن .
اين كتاب ، در دو جلد به سال 1405 / 1985 م ، توسّط مؤسّسة الوفاء در بيروت منتشر شده است .