تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
سطح را نزد پدر خود فرا گرفت و فلسفه را نيز از ميرزا مهدى آشتيانى و ديگر اساتيد اين فن آموخت ؛ ولى به دليل اشتياق فراوان مادرش ، از 15 - 16 سالگى به تمرين منبر پرداخت و به تدريج ، با ايراد خطابه در برخى مساجد و تكاياى تهران ، به شهرت رسيد . آوازهء شهرت وى تا جايى پيچيد كه در سال 1306 ش ، رئيس مجلس شوراى ملّى ( حسين پيرنيا ) - با آن‌كه خطباى نامدارى در تهران بودند - طى نامه‌اى رسمى از او كه بيست سال بيشتر نداشت ، با لقب « افصح المتكلّمين » دعوت كرد تا در سه روز آخر ماه صفر ، در مجلس عزاى منعقد در محلّ مجلس شورا ، منبر برود . در سال 1316 ش ، به دليل فشارهاى رضاخان و ممنوعيت عزادارىها ، وى ممنوع المنبر و خلع لباس شد ، اما در نيمهء دوم 1319 ش ، بار ديگر به لباس روحانيت ، ملبّس و با كوشش آيةاللَّه سيد ابوالقاسم كاشانى ، از منبر وى رفع ممنوعيت شد . در سال 1327 ، سخنرانىهاى وى مستقيماً از راديو پخش مىشد . با گسترش بهائيان در ايران و نفوذ آنان در اركان دولت ، وى در سال 1334 ش ، در مسجد شاه ( امام خمينى ) به شدّت نسبت به نفوذ آنان انتقاد كرد و دوبار هم با نفوذ آنان ممنوع المنبر شد . از سال 1341 ش ، به دنبال موضعگيرى سياسى امام خمينى در برابر لايحهء انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى ، وى همواره از پشتيبانان امام خمينى بود و به همين دليل ، بارها ممنوع المنبر شد و چند نوبت دستگير و راهى زندان شد . پس از پيروزى انقلاب ، كمتر منبر مىرفت و بيشتر به تحقيق و تأليف مىپرداخت كه آثار خوبى از خود به يادگار گذاشت . حجة الإسلام والمسلمين فلسفى ، سرانجام در 28 آذر 1377 در نود سالگى درگذشت و در حرم حضرت عبدالعظيم حسنى عليه السلام به خاك سپرده شد . « 1 »
هامش
( 1 ) . علماى مجاهد ، ص 340 - 344 ، 1382 .