در نهايت نيز تذكّرات مفيدى ذكر شده است .
جلد دوم كتاب ، بخش عمدهء فصل ششم را به خود اختصاص داده و دربارهء كسانى است كه روايت آنها قبول يا ردّ مىشود ، كه شامل اين عناوين است :
- شروط معتبر در راوى ؛
- كيفيت ثبوت عدالت راوى ؛
- اختلاف در قبول جرح و تعديل مطلق يا همراه ذكر سبب ؛
- اقوال مختلف در مواردى كه جرح و تعديل با هم جمع شوند ؛
- آنچه در تصحيح سند ، معتبر است ؛
- الفاظ به كار رفته در جرح و تعديل و . . . .
جلد سوم كتاب كه تتمّهء فصل ششم است ، تحت عنوان : الفاظى كه نه معناى مدح و نه معناى ذم دارند ، آمده ، مثل : مولا ، غلام ، شاعر كوفى ، لهُ اصل و . . . .
فصل هفتم : در شرافت علم حديث و كيفيت دريافت و نقل آن است و در بر گيرندهء اين عناوين است :
- سزاوار بودن در دريافت حديث ؛
- راههاى دريافت حديث ؛
- كتابت و ضبط حديث ؛
- كيفيت روايت حديث ؛
- آداب گفتن حديث و آداب طالب حديث و . . . .
فصل هشتم : در اسماى رجال و طبقات آنهاست ، كه شامل اين مطالب است :
- تعريف صحابى و تابعى و مُخَضرَم ؛
- روايت بزرگان از زيردستان ، و امور متنوّع ديگر . . . .
جلد چهارم ، مربوط به خاتمهء كتاب و دربارهء معرّفى كسانى است كه دربارهء رجال و علم درايه ، تأليفاتى داشتهاند ، كه در اين ميان ، مؤلّف ، نام هشتاد نفر را ذكر كرده
تاريخ حديث شيعه ( از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز ) ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: مرتضى وفايى
ص١٢٧