بما اشتغلت به الذّمّة يقينا : ضمير در « به » به ماء موصوله به معناى « عمل » برگشته و كلمهء « يقينا » تمييز مىباشد .
و اصالة عدم الخ : اين عبارت عطف به « عدم وجوب » مىباشد .
بعد رفع الاضطرار : در احكام اضطرارى .
و كشف الخلاف : در احكام ظاهرى .
و امّا القضاء به : ضمير در « به » به كشف خلاف برمىگردد . و اين عبارت شقّ دوّم از آنجايى است كه احراز نحوهء حجّيّت امارات نشود و كشف خلاف هم در خارج وقت باشد كه آيا قضاء لازم است يا نه ؟
على انّه فرض جديد : ضمير در « انّه » به قضاء برگشته و مقصود از « فرض جديد » يعنى امر جديد .
و كان الفوت المعلّق عليه وجوبه : كلمهء « الفوت » اسم « كان » و خبرش كلمهء « لا يثبت » بوده و ضمير در « عليه » به فوت و در « وجوبه » كه نايب فاعل براى « المعلّق » بوده به قضاء برگشته و كلمهء « المعلّق » با ما بعدش صفت براى « الفوت » مىباشد .
لا يثبت باصالة الخ : ضمير در « لا يثبت » به فوت برمىگردد .
و الّا فهو واجب : يعنى « و ان لم يكن انّه فرض جديد » ، و ضمير « هو » به قضاء برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
700 - آيا اتيان مأمور به با امر ظاهرى ، مجزى از اتيان مأمور به واقعى اوّلى بوده يا مجزى نيست ؟ « 1 » ( المقام الثّانى فى . . . او الحليّة يجزى )
هامش
( 1 ) - براى روشن شدن موضوع بحث دو مقدمه را بايد ذكر كرد :
مقدّمه اوّل : اوامر و احكام ظاهريّه بر دو قسم هستند :
الف : امارات
ب : اصول عمليّه
امارات : آن دسته از طرق و راههايى هستند كه كاشف و حاكى از واقع بوده و نظر به واقع داشته و مكلّف -