الى افراد كلّ منهما بالبحث : ضمير در « منهما » به بحث دلالت صيغه امر بر طبيعت و دلالت آن بر مرّه و تكرار برگشته و كلمهء « افراد » به كسر همزه به معناى جداگانه آوردن مىباشد .
كما فعلوه : ضمير فاعلى در « فعلوه » به اصوليّون و ضمير مفعولىاش به « افراد كلّ منهما بالبحث » برمىگردد .
لو اريد بها : ضمير در « بها » به مرّه برمىگردد .
فلا علقة بين المسألتين : مقصود از « المسألتين » مسئلهء دلالت صيغهء امر بر طبيعت و دلالت آن بر مرّه و تكرار مىباشد .
فاسد : خبر براى « انّ » در « انّ الّذى وضع اوّلا الخ » مىباشد .
لعدم العلقة بينهما : ضمير در « بينهما » به « المسألتين » برمىگردد .
لو اريد بها الفرد ايضا : ضمير در « بها » به مرّه برگشته و مقصود از « ايضا » نيز آن است كه همچون وقتى كه اگر ارادهء دفعه از مرّه شود علقهاى بين دو مسئله نبوده وقتى ارادهء فرد از مرّه شود باز علقهاى بين دو مسئله نمىباشد .
انّما يتعلّق بها باعتبار وجودها : ضمير در « يتعلّق » به طلب و در « بها » و « وجودها » به طبيعت برمىگردد .
من حيث هى ليست الّا هى : دو ضمير « هى » و ضمير در « ليست » به طبيعت برگشته و معناى اين عبارت آن است كه « طبيعت به اعتبار خودش و نه به اعتبار وجود دادنش در خارج چيزى نيست » .
لا مطلوبة و لا غير مطلوبة : يعنى « ليست مطلوبة و ليست غير مطلوبة » مقصود از « مطلوبه » يعنى متعلّق امر و مأمور به قرار بگيرد و « غير مطلوبه » يعنى منهى عنه و متعلّق نهى قرار گيرد .
و بهذا الاعتبار : يعنى به اعتبار وجودش در خارج .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 745
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٧٤٥