فسقط امره : ضمير در « امره » به آمر برمىگردد .
هذا كلّه : ضمير در « كلّه » به « هذا » برگشته كه مشاراليهاش ، مستحيل بودن اعتبار شرعى قصد قربت مىباشد .
اذا كان بمعنى الاتيان بالفعل : ضمير در « كان » به تقرّب اعتبار شده در عبادت برمىگردد .
بداعى حسنه او كونه الخ : ضمير در « حسنه » و « كونه » به فعل برمىگردد .
او له تعالى فاعتباره : ضمير در « له » به خداوند و در « اعتباره » به تقرّب به هريك از معانى سهگانه برمىگردد .
و ان كان به مكان من الامكان : ضمير در « كان » به « اعتباره » برمىگردد .
الّا انّه غير معتبر فيه : ضمير در « انّه » به تقرب با معانى ياد شده و در « فيه » به متعلّق امر برمىگردد .
عدم امكان اخذه فيه بديهة : ضمير در « أخذه » به قصد امتثال و در « فيه » به متعلّق امر برمىگردد .
فيما ذكرناه فى المقام : ضمير مفعولى در « ذكرناه » به ماء موصوله برمىگردد .
فيما وقع فيه من الاشتباه : ضمير در « فيه » به ماء موصوله كه « من الاشتباه » بيان آن بوده برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
601 - تقرّب و قربتى كه قصد آن در واجبات تعبّدى معتبر است به چه معنا بوده و معتبر بودنش به حكم عقل يا به حكم شرع است ؟ ( ثانيتها انّ . . . . شرعا )
ج : مىفرمايد : تقرّب و قربتى كه قصد آن در واجبات تعبّدى شرط و معتبر بوده عبارت است از اينكه مكلّف عمل مثلا نماز را به قصد انجام و امتثال امرى كه از طرف شارع به