و غيرهما لا توجب نقله اليه : ضمير در « غيرهما » به كتاب و سنّت و در « توجب » به كثرة استعمال و در « نقله » به امر و در « اليه » به ندب برمىگردد .
او حمله عليه لكثرة استعماله الخ : ضمير در « حمله » به امر و در « عليه » به ندب و در « استعماله » نيز به امر برمىگردد .
و ان كثر فيه : ضمير فاعلى در « كثر » به « الاستعمال » و در « فيه » به ندب برمىگردد .
الّا انّه كان مع القرينة المصحوبة : ضمير در « انّه » و « كان » به استعمال در ندب برگشته و مقصود از « القرينة المصحوبة » قرينهاى است كه همراه كلام مىباشد .
و كثرة الاستعمال كذلك الخ : مشاراليه « كذلك » با قرينهء مصحوبه بوده كلمهء « واو » حاليه و جملهء بعدش نيز حاليه مىباشد .
لا توجب صيرورته مشهورا فيه : ضمير فاعلى در « لا توجب » به كثرت استعمال با قرينه برگشته و كلمهء « صيرورته » مفعول « لا توجب » بوده و ضمير در آن اسمش و به امر برگشته و كلمهء « مشهورا » خبرش بوده و ضمير در « فيه » نيز به معناى مجازى برمىگردد .
ليرجّح : ضمير نايب فاعلى در « يرجّح » به مجاز مشهور برمىگردد .
كيف : يعنى « كيف يرجّح او يتوقّف » استفهام انكارى است به اينكه ترجيح داده يا توقّف نمىشود .
و قد كثر الخ : كلمهء « واو » حاليه و جمله بعدش حاليه مىباشد .
و قد خصّ : ضمير نايب فاعلى در « خصّ » به عامّ برمىگردد .
و لم ينثلم به ظهوره الخ : كلمهء « ينثلم » به معناى خلل پيدا كردن و رخنه پذيرفتن بوده و ضمير در « به » به كثرت استعمال عامّ در خاصّ و در « ظهوره » كه فاعل « ينثلم » بوده به عامّ برمىگردد .
بل يحمل عليه : ضمير نايب فاعلى در « يحمل » به عامّ و در « عليه » به عموم برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 653
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٦٥٣