ايقاظ : كلمهء « ايقاظ » خبر مبتداى محذوف « هذا » بوده و اين كلمهء به معناى بيدار كردن و در اينجا به معناى متنبّه كردن و آگاه كردن مىباشد .
انّ ما ذكرناه فى صيغة الامر : ضمير مفعولى در « ذكرناه » به ماء موصوله كه با جملهء بعدش اسم براى « انّ » بوده برگشته و خبر « انّ » نيز كلمهء « جار » بوده و « انّ » با اسم و خبرش تأويل به مصدر رفته و فاعل براى « لا يخفى » مىباشد .
بصيغها تارة هو ثبوت هذه الصّفات : ضمير در « بصيغها » به معانى ذكر شده يعنى تمنّى ، ترجّى و استفهام و ضمير « هو » به داعى برگشته و مقصود از « هذه الصّفات » نيز تمنّى و ترجى و استفهام مىباشد .
يكون الدّاعى غيرها اخرى : ضمير در « غيرها » كه خبر براى « يكون » بوده به « هذه الصّفات » برمىگردد .
بانسلاخ صيغها عنها : كلمهء « انسلاخ » به معناى برهنه كردن و جدا كردن بوده و ضمير در « صيغها » به « انشائيّه » يا به تمنّى و ترجى و استفهام و در « عنها » به « هذه الصّفات » برمىگردد .
و استعمالها فى غيرها : ضمير در « استعمالها » به صيغههاى انشائيّه يا صيغههاى تمنّى و ترجّى و استفهام و در « غيرها » به « هذه الصّفات » برمىگردد .
اذا وقعت : ضمير فاعلى در « وقعت » به صيغههاى انشائيّه يا تمنّى و ترجّى و استفهام برمىگردد .
ممّا لازمه العجز او الجهل : ضمير در « لازمه » به ماء موصوله به معناى معنا برمىگردد .
و انّه لا وجه له : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و ضمير در « له » به « الالتزام » يعنى التزام به انسلاخ صيغههاى تمنّى و ترجّى و استفهام از اين معانى و استعمالشان در غير اين صفات برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 650
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٦٥٠