لا بدّ له من موضوع : كلمهء « لا » براى نفى جنس و « بدّ » اسم و « له » متعلّق به « بدّ » و « من موضوع » خبر « لا » و ضمير در « له » به « العلم » برمىگردد .
يبحث عن عوارضه الذّاتية فى ذلك العلم : فعل « يبحث » به صيغهء مجهول بوده و ضمير در « عوارضه » به موضوع برگشته و اين عبارت صفت براى كلمه « موضوع » مىباشد .
كما تسالمت عليه الخ : ضمير در « عليه ) به لابديّت وجود موضوع براى هر علم برمىگردد .
فانّ هذا لا ملزم له و لا دليل عليه : مشار اليه « هذا » لابديّت وجود موضوع براى هر علم بوده و ضمير در « له » و « عليه » به « هذا » برگشته و « لا دليل عليه » عطف تفسيرى براى « لا ملزم له » مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
15 - موضوع علم اصول به نظر مصنّف چيست ؟ ( موضوع علم الاصول . . . الحكم الشّرعىّ )
ج : مىفرمايد : علم اصول عهدهدار بحث از موضوع خاصّى نيست . و به عبارت ديگر ، علم اصول داراى موضوع خاصى نبوده بلكه در اين علم از موضوعات مختلف و پراكندهاى بحث مىشود كه همگى در يك امر مشتركند و آن غرض و مقصود از تدوين اين علم كه استنباط حكم شرعى بوده مىباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - اكثر شارحين محترم فرمودهاند كه مصنّف به تبعيّت از صاحب كفايه فرمودهاند ؛ علم اصول