تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
معذور نداشت " و " اعترفت مولاى : از آقايم معرفت طلبيدم " و اين فعل را معانى ديگرى نيز هست . و " اكتدّنى زيد زيد از من كدّ خواست " كدّ : شدّت عمل است ، و اين معنى ششم از باب افتعال معنى باب استفعال است كه خواهد آمد .

( 7 - استعمال )

استعمال : به كار زدن است ، يعنى فاعل ماده‌اى كه فعل از آن مشتقّ شده به كار زند ، مانند . " اظّفرت الهرّة : گربه ظفرش را به كار زد " ظفر : ناخن است ، يعنى : پنجه زد . " استلم الحاجّ : حاجّ سلمة را به كار زد " سلمة : سنگ است ، يعنى : حجر الاسود را دست ماليد و بوسيد . از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه حجر الاسود پيش از خلقت آدم عليه السّلام فرشته‌اى بود ، خداى متعال پيمان بندگان را در عالم ذرّ در طومارى ثبت نمود و در دهان آن فرشته گذاشت ، سپس او را به صورت سنگى كرد و در زمين قرارش داد ، دستور الهى است كه حاجيان در طواف كه به او ميرسند او را دست بمالند و ببوسند ، و دعاء پيمان عالم ذرّ را بخوانند .

( 8 - مطاوعة )

معنايش در باب انفعال گفته شد ، و آن را اقسامى است كه اكنون