" عبشمىّ " در نسبت عبد شمس : نام مردى .
" عبدلىّ " در نسبت عبد اللّه .
" فرهودىّ " در نسبت فراهيد : نام مردى كه بزرگ طائفهايست ، و فراهيدىّ نيز گفته مىشود .
" لحيانىّ " در نسبت لحية ، در صورتى كه انبوه باشد .
" مروزىّ " در نسبت مرو : شهرى است ، مروىّ و مروىّ نيز گفته مىشود .
" مرقسىّ " در نسبت امرء القيس : نام يكى از ملوك جاهليّت .
" هاجرىّ " در نسبت هجر : شهرى است ، و هجرى نيز گفته شده .
" نصرانىّ " در نسبت ناصرة : شهرى است كه عيسى عليه السّلام در آن ظهور كرد .
( نسبت با ياء مخفّفة )
گفته شد منسوب اسمى است كه در آخرش ياء مشدّد آورده مىشود لكن الفاظى از منسوب با ياء مخفّفة آمده ، و آنها عبارت است از :
" يمانى " در نسبت يمن .
" شامى " در نسبت شام .
" تهامى " در نسبت تهامه : سرزمين حجاز .
" نباطى " در نسبت انباط : صحراءنشينان عراق .
و در اينها و مانندش اعلال قاض اعمال مىشود ، و با ياء مشدّد نيز آمده است .
و نسبت مختصّ به اسم است و در فعل و حرف نيست ، مگر آنكه