تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
گوش " ، وزنش ملحق به درهم است ، و در امثال اين اسماء گاهى الف را براى الحاق گويند و گاهى براى تانيث . و الف اسم مقصور اگر در مرتبه سوم باشد و اصلش واو باشد به صورت الف نوشته مىشود ، مانند " عصا ، رضا ، ربا ، زنا ، علا " و گرنه به صورت ياء نوشته شود و الف خوانده مىشود ، مانند مثالهائى كه گذشت ، مگر آنكه قبلش ياء باشد ، مانند " دنيا و سقيا " و بر اسم مقصور اگر تنوين داخل شود در حالت وصل به حذف الف قرائت مىشود ، مانند " هدى للمتّقين ، و رضا بقضائك " . 2 - " اسم ممدود " و آن هراسمى است كه آخرش الف همزة باشد ، و الف همزة يا هردو اصلى ، يا همزة اصلى و الف زائد يا هر دو زائد است ، مىشود سه قسم : " قسم اول " مانند " ماء ، باء ، راء ، داء " ، و اين قسم را در اصطلاح صرف ممدود نميگويند ، گرچه از جنبه قرائت ممدود است . و ممدود نزد صرفيّين آن است كه الفش زائد باشد . " قسم دوم " مانند " سماء ، اعطاء ، ارتضاء ، استشفاء ، انجلاء ، ارعواء ، ثناء ، دعاء ، تمشاء ، قضاء " ، كه الف در اينها زائد است ، و همزة اصلى است ، و در اصل واو يا ياء بوده و مانند " قرّاء ، وضّاء ، ارجاء " همزة نيز اصلى است ، و منقلب از واو و ياء نيست . " قسم سوم " الف همزة يا براى الحاق است ، مانند " حرباء : جانورى است مانند چلپاسه ، گويند با گردش خورشيد ميگردد و به رنگهاى گوناگون در ميايد " و " قوباء : گرى كه علتى است در پوست