تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علوم العربية — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
هست به كتب لغت مراجعة شود . " ويح " كلمه‌ايست كه براى بازداشتن كسى از سخنى يا كارى يا عقيده‌اى گفته مىشود ، و بقرينه حال و مقال گاهى با رأفت و گاهى با خشونت اداء ميگردد ، و بعضى از اهل لغت تصوّر كرده‌اند اين معنى خود كلمه است ، پس در معنايش اختلاف كرده‌اند ، و مانند " ويح " است " ويب و ويخ و ويس " . " ويه " كلمه‌ايست كه براى ترغيب و واداركردن ميگويند ، مقابل آن كلمات ، و " ايه " نيز گفته مىشود ، و در قديم معمول بوده كه اين كلمه را با كلمه ديگرى تركيب ميكردند ، و نام‌گذارى مينمودند ، مانند : بابويه ، سيبويه ، نفطويه ، قولويه ، عمرويه . " يوح و يوحى " از نامهاى خورشيد است . " يوبب " نام پدر شعيب پيغمبر است على نبيّنا و آله و عليه السّلام . " يوم : روز " و مقدارى از زمان ، چه قصير باشد يا طويل ، چه خورشيد باشد يا نباشد ، و از آن فعل ساخته‌اند " ياوم ، يياوم ، ياوم ، مياومة و يواما : روزمزدكردن كارگر " و صاحب منتهى الارب گفته : " يوم ، يوما : روز گرديد " .

( معتلّ الفاء و اللّام )

و اين قسم از لفيف هرچه هست فاء الفعلش واو و لام الفعلش ياء است ، و در كلام عرب از آن سه قسم ديگر نيامده ، جز يك مادّة كه هردو ياء است ، و مذكور خواهيم داشت ، و اين قسم از سه باب