مجرد اتيان به مقدمه ، وجوب غيرى متعلّق به مقدمه ساقط نشود ( بلكه بايد انتظار ترتب و وجود ذى المقدمه را كشيد ) .
كبرى : و اللّازم باطل .
نتيجه : فالملزوم مثله .
توضيح صغرى و كبرى : به حكم وجدان و عقلاء ، بهمجرد اتيان به مقدمه بدون اينكه مكلّف انتظار ترتب و وجود ذى المقدمه را بكشد ، امر غيرى متعلّق به مقدمه ساقط مىشود . ( مثلا دخول در سوق مقدمه شراء لحم است . اگر مكلّف به شراء لحم امر شد بهمجرد اينكه داخل در سوق شد ، امر غيرى متعلّق به دخول سوق ساقط مىشود . چون بقاء امر بعد از دخول ، طلب حاصل است كه محال مىباشد ) و مسقط تكليف ، در نظر عقل يكى از امور ثلاثه است .
1 ) يا مسقط ، موافقت امر است .
2 ) يا مسقط ، عصيان امر است .
3 ) يا مسقط ، فقد و ارتفاع موضوع تكليف است ( از باب مثال اگر اكرام زيد در روز جمعه واجب شود ، سقوط وجوب اكرام يا به اكرام زيد و موافقت با اين امر است و يا به عصيان و مخالفت با اين تكليف است بطورى كه وقت سپرى شود و يا اين است كه قبل از اكرام و امتثال ، موضوع تكليف كه زيد است از بين برود ، مثلا بميرد . پس مسقط يكى از امور ثلاثه است ) .
در ما نحن فيه ، با اتيان به مقدمه ، امر غيرى متعلّق به مقدمه ساقط مىشود .
مسقط امر غيرى ، عصيان و فقد موضوع نيست . چون فرض اين است كه اتيان به مقدمه شده است . پس منحصرا مسقط ، موافقت با امر غيرى است . معلوم مىشود كه وجوب به مطلق المقدمه تعلق گرفته است و الّا اگر به مقدمهى موصله تعلق گرفته بود ، بهمجرد اتيان به مقدمه بدون انتظار كشيدن ترتب ذى المقدمه و وجود ذى المقدمه ، وجوب ساقط نمىشد . تأمل « 1 » .
اشكال : چنان كه امر بواسطهى امور ثلاثه ( موافقت ، عصيان ، ارتفاع موضوع تكليف ) ساقط مىشود ، در توصليات بواسطهى غير مأموربه كه محصل غرض
هامش
( 1 ) - ر ك : محاضرات ، ج 2 ، ص 417 .