قوله : « فلا بدّ عند الشكّ . . . » .
اگر احراز نشود كه مولا در مقام بيان است مرجع اصل عملى مىباشد . در اينكه ما نحن فيه ( شكّ در تعبّديّت و توصّليّت ) مجراى چه اصلى است دو نظريّه وجود دارد :
1 ) نظريّه جماعتى : مجراى براءت است كه با توصّليّت سازگارى دارد ( براءت از اعتبار قصد الامر ) .
2 ) نظريّه مصنّف : مجراى احتياط است كه با تعبّديّت سازگارى دارد .
دليل :
صغرى : شكّ در ما نحن فيه ، شكّ در سقوط تكليف است .
كبرى : و شكّ در سقوط تكليف ، مجراى احتياط است ( الاشتغال اليقينى يقتضى الفراغ اليقينى ) .
نتيجه : پس شكّ در ما نحن فيه ، مجراى احتياط است .
توضيح صغرى : در ما نحن فيه موضوع تكليف معلوم است كه ذات العمل باشد و قصد الامر جزء يا شرط در واجب نيست به خاطر عدم الامكان . ولى شكّ در اين است كه آيا به مجرّد انجام عمل بدون قصد الامر غرض مولا حاصل شده و امر به ذات العمل ساقط مىشود و يا خير ؟
اشكال بر مصنّف :
شما در باب اقلّ و اكثر ارتباطى ( شكّ در اينكه سوره ، جزء نماز است يا خير ؟ ) قائل به براءت ، « 1 » ولى در ما نحن فيه ، قائل به احتياط هستيد . بين اين دو بحث چه فرقى وجود دارد ؟
جواب مصنّف : بين اين دو بحث فرق است .
دليل :
صغرى : شكّ در اقلّ و اكثر شكّ در ثبوت تكليف است . ( چون موضوع تكليف
هامش
( 1 ) - ر ك : كفايه ، ج 2 ، ص 227 .