كه در احد الازمنة الثلاثة متصّف به انسانيّت است ، انسان له الضّحك ) . يعنى اين مركّب ، مطلقه عامّه است .
ب ) نظريه فارابى : جهت اين مركّب ( شىء له الانسانية ) امكان عامّ است ( چيزى كه انسانيّت براى او ممكن است اگرچه ازلا و ابدا متصّف به انسانيّت نباشد ، انسان له الضحك ) . يعنى اين مركّب ، ممكنه عامّه است . « 1 »
قوله : « لكنّه تنظّر . . . » .
مقدّمه :
قضيّه زيد كاتب ، قضيّه ممكنه خاصّه است . موضوع در اين قضيّه به يكى از سه صورت ، ملاحظه و در نظر گرفته مىشود .
1 ) موضوع ، مقيّدا بالمحمول در نظر گرفته مىشود ؛ يعنى زيد مقيّد به كاتب بودن . در اين صورت قضيّه ، ضروريّه موجبه مىشود چون ثبوت محمول براى چنين موضوعى ضرورى است كه به آن ضروريّه به شرط محمول مىگويند . نمودار اين ملاحظه :
زيد كاتب ( ممكنه خاصّه ) - زيد الكاتب كاتب بالضّرورة ( ضروريّه به شرط محمول ) .
2 ) موضوع ، مقيّدا بعدم المحمول در نظر گرفته مىشود ؛ يعنى زيد مقيّد به كاتب نبودن . در اين صورت قضيّه ، ضروريّه سالبه مىشود چون سلب محمول از چنين موضوعى ضرورى است كه به آن ضروريّه به شرط عدم محمول مىگويند .
نمودار اين ملاحظه :
زيد كاتب ( ممكنه خاصّه ) - زيد الغير الكاتب ليس بكاتب بالضرورة ( ضروريّه به شرط عدم محمول ) .
3 ) موضوع ، مجردا ( بدون تقييد ) در نظر گرفته مىشود ؛ در اين صورت قضيّه ، ممكنه خاصّه خواهد بود .
هامش
( 1 ) - ر ك : حاشيه ملّا عبد الله ، ص 77 .