1 ) جواب صاحب فصول : « 1 »
معناى ناطق در لغت مركّب از شىء و وصف است ولى علماء منطق ابتداء در معناى لغوى ناطق تصرف كرده و آن را بسيط و مجرّد از مفهوم شىء در نظر مىگيرند سپس ناطق را فصل قرار مىدهند .
با حفظ اين نكته ، اگر مشهور قائل به تركّب معناى مشتقّ هستند قائل به تركب معناى لغوى آن هستند و تركب معناى لغوى مستلزم تركّب معناى منطقى نيست .
( تا اشكال دخول عرض عام در فصل لازم بيايد ) چنان كه بساطت معناى منطقى مستلزم بساطت معناى لغوى نيست . بنابراين در صغرى بين مقدّم و تالى ملازمه وجود ندارد . « 2 »
اشكال مصّنف به جواب صاحب فصول :
جواب صاحب فصول مبتنى بر تصرّف علماء منطق در معناى لغوى ناطق است .
و حال آنكه تصرّف منتفى است . علماء منطق ، ناطق را به همان معنائى كه در لغت دارد ، در منطق فصل براى انسان قرار مىدهند . چون تصرّف بر خلاف اصل و محتاج به دليل است و دليل منتفى مىباشد .
2 ) جواب مصّنف : « 3 »
فصل بر دو نوع است :
الف ) فصل حقيقى حكيمى : امرى كه ذاتى نوع و مقوّم نوع است ( نوعيّت نوع و شيئيّت شىء به آن مىباشد ) . پى بردن به فصل حقيقى اشياء تنها براى خداوند و كسانى كه مؤيد باشند من عند اللّه به نفوس قدسيّه ممكن است .
ب ) فصل مشهورى منطقى : امرى كه ذاتى نوع نيست بلكه از آثار و لوازم خاصه فصل حقيقى و نوع است . مثل ناطق . نطق چه به معناى تكلّم و چه به معناى ادراك باشد ، عرض خاصّ براى انسان است كه بعد از تماميّت ذاتيّات انسان عارض
هامش
( 1 ) - فصول ، ص 61 .
( 2 ) - لكن هذا ( الجواب ) لا يدفع الاشكال عن شارح المطالع لان كلامه كان فى الفصل المنطقى الذّى يكون معّرفا فافهم . حقائق الاصول ، ج 1 ، ص 121 .
( 3 ) - شرح منظومه ، قسمت حكمت ، ص 100 .