نتيجه فالملزوم مثله .
توضيح صغرى : فرض اين است كه معناى صلوة ، مطلوب است . پس در صلّ موضوع مطلوب خواهد بود . با حفظ اين نكته ، مطلوب متوقف بر امر است يعنى ابتداء بايد از طرف شارع امر و طلبى صادر شود تا عنوان مطلوب محقق شود . از طرف ديگر موضوع رتبة تقدم بر حكم دارد پس امر نيز متوقف بر مطلوب است و اين دور است . « 1 »
دليل دوم :
صغرى : اگر قدر جامع عنوان مطلوب باشد ، لازمهاش اين است كه لفظ صلوة ( مثلا ) و مطلوب مترادف باشند .
كبرى : و اللازم باطل .
نتيجه : فالملزوم مثله .
دليل سوم :
صغرى : اگر قدر جامع عنوان مطلوب باشد ، لازمهاش اين است كه صحيحى در دوران امر بين اقلّ و اكثر ارتباطى قائل به احتياط باشد .
كبرى : و اللازم باطل ( چون مشهور در عين حال كه صحيحى هستند در اين دوران قائل به برائت مىباشند ) .
نتيجه : فالملزوم مثله .
توضيح صغرى : شك در اينكه سوره جزء نماز است و نماز يازده جزء است و يا اينكه سوره جزء نماز نيست و نماز ده جزء است ، مثال براى دوران امر بين اقلّ و اكثر ارتباطى است . با حفظ اين نكته ، اگر معناى لفظ صلوة ، مطلوب باشد عنوان مأمور به در صلّ مشخص است كه همان مطلوب باشد و شك در محصّل و محقق اين عنوان است كه آيا با انجام صلوة ده جزئى در خارج ، اين عنوان مطلوب محقق مىشود يا خير ؟ و شك در محصل و محقق عنوان مأمور به ، مجراى احتياط است .
ب ) يحتمل قدر جامع ، عنوانى باشد كه مطلوب لازم مساوى با آن است كه هرجا
هامش
( 1 ) - يا خلف ( ما فرضناه متأخرا يكون متقدما و ما فرضناه متقدما يكون متأخرا ) و يا تقدم الشىء على نفسه ( عنوان مطلوب كه جايگاهش بعد از امر است بر خودش مقدم شود و قبل از امر قرار بگيرد ) .