قوله : خامسها .
[ مراد از حال ]
مقدمه : حال بر سه نوع است :
1 ) حال تلبّس : « 1 » به حالتى كه ذات داراى مبدء هست ، حال تلبس گفته مىشود كه گاهى منطبق بر گذشته و گاهى منطبق بر حال و گاهى منطبق بر آينده است .
مثال : اگر زيد در گذشته مشغول به مبدء ( مثلا سفر ) بوده و يا در زمان حال مشغول به مبدء هست و يا در آينده مشغول به مبدء مىشود ، حال تلبس زيد به ترتيب زمان گذشته و زمان حال و زمان آينده است .
2 ) حال نسبت : به حالتى كه متكلم به اعتبار آن مشتق را حمل بر ذات مىكند ، حال نسبت گفته مىشود كه گاهى گذشته و گاهى حال و گاهى آينده است .
مثال : در زيد كان ضاربا و زيد ضارب و زيد سيكون ضاربا ، حال نسبت به ترتيب گذشته و حال و آينده است .
3 ) حال نطق : به زمان تكلم حال نطق گفته مىشود .
دو مثال :
الف ) زيد در گذشته مشغول به سفر بوده و شما در حال حاضر مىگوئيد زيد سيكون مسافرا . حال تلبس ، گذشته و حال نطق ، زمان حال و حال نسبت ، آينده است .
ب ) زيد در گذشته مشغول به سفر بوده و شما مىگوئيد زيد مسافر . حال تلبس ، گذشته و حال نطق و تلبس ، زمان حال است و هكذا .
با حفظ اين مقدمه ، دربارهء مراد از كلمه حال در عنوان مسئله ( المشتقّ حقيقة فى خصوص ما تلبس بالمبدء فى الحال او . . . ) دو نظريه در متن كفايه مطرح شده است :
1 ) نظريه عضدى و اتباع : مراد از حال ، حال و زمان نطق است . طبق اين نظريه ، معناى عنوان چنين مىشود : مشتقّ مثل مسافر ، حقيقت است در خصوص ذاتى كه مشغول به مبدء است در زمان نطق يا . . . .
اين نظريه باطل است .
دليل :
صغرى : اگر مراد از حال ، حال و زمان نطق باشد ، لازمهاش دو چيز است :
هامش
( 1 ) - مراد از حال در حال تلبس ، زمان حال نيست . نهاية النهاية ، ج 1 ، ص 66 .