كلى سه صورت دارد :
الف ) در خارج فرد ندارد . اعم از آنكه فرد برايش ممكن باشد مثل كوه طلا با نباشد مثل شريك البارى .
ب ) در خارج يك فرد دارد . اعم از آنكه فرد ديگر برايش ممكن باشد مثل قمر يا نباشد مثل واجب الوجود بالذات .
ج ) در خارج بيش از يك فرد دارد . اعم از آنكه قابل شمارش باشد مثل پيامبر مرسل يا نباشد مثل عدد .
قوله : ثالثها .
[ خروج افعال و مصادر از محلّ نزاع ]
بهوسيله ويژگى اول كه براى مشتق مورد بحث در علم اصول گفته شد ، سه امر زير از محل نزاع خارج مىشوند :
1 ) مصدر مجرد .
2 ) مصدر مزيد فيه . چون اين دو دال بر مبدء هستند و مبدء حمل بر ذات نمىشود به نحوى كه عنوان براى ذات قرار بگيرد .
3 ) فعل ، اعم از آنكه خبرى يا انشائى باشد . چون ماده فعل ، دال بر مبدء است و هيئت فعل ، دال بر نسبت ، طلب فعل و يا ترك است و فعل به اعتبار هيچكدام قابل حمل بر ذات نيست .
قوله : ازاحة شبهة .
دربارهء فعل دو نظريّه وجود دارد :
1 ) نظريه مشهور نحاة : « 1 » فعل دال بر زمان است به طورى كه زمان جزء معناى فعل مىباشد . قائلين اين نظريه ، براى خود ادلهاى دارند .
2 ) نظريه مصنف : فعل دال بر زمان نيست ( به نحو دلالت تضمنى ) .
دليل اول :
هر فعلى اعم از خبرى و انشائى از دو جزء تشكيل شده است .
هامش
( 1 ) - شرح كافيه ، مرحوم رضى ، ج 4 ، ص 5 .