جواب مصنف :
در اسم زمان نيز مثل ساير مشتقات نزاع متصور است . با اين توضيح كه اعمى مىگويد هيئت اسم زمان براى اعم از متلبس و منقضى « 1 » وضع شده است و اين معناى اعم اگرچه در خارج تنها يك فرد دارد ( فرد متلبس ) ولى اين موجب نمىشود كه لفظ براى خصوص آن فرد وضع شود و وضع آن براى اعم غلط باشد .
دو شاهد :
الف ) اختلاف علماء در لفظ اللّه .
توضيح : اگر منحصر بودن يك مفهوم عام در يك فرد خارجى موجب وضع لفظ براى خصوص آن فرد خارجى باشد ، لازمهاش اين است كه علماء در لفظ اللّه اختلاف نداشته باشند . ولى علماء اختلاف دارند ( مشهور قائلند لفظ اللّه علم شخص براى آن ذات مشخص است و غير مشهور قائلند لفظ اللّه اسم جنس براى ذات واجب الوجودى است كه مستجمع جميع صفات كماليه مىباشد و بديهى است كه چنين ذاتى منحصر در آن ذات مشخص است ) . پس انحصار موجب وضع لفظ براى خصوص آن فرد خارجى نيست .
ب ) اتفاق علماء بر وضع لفظ واجب الوجود بالذات براى مفهوم ما وجب وجوده بالذات .
توضيح : اگر منحصر بودن يك مفهوم عام در يك فرد خارجى موجب وضع لفظ براى خصوص آن فرد خارجى باشد ، لازمهاش اين است كه علماء معتقد باشند لفظ واجب الوجود بالذات براى اللّه وضع شده است نه مفهوم ما وجب وجوده بالذات .
ولى علماء اين اعتقاد را ندارند . پس انحصار ، موجب وضع لفظ براى خصوص آن فرد خارجى نيست .
2 ) نظريه مصنف : در اسم زمان نيز نزاع وجود دارد . به بيانى كه گفته شد و لذا در اسم زمان عدهاى اعمى و عدهاى اخصى هستند .
نكته : « 2 »
هامش
( 1 ) - بهعنوان مثال : همان عاشورايى كه قبلا بوده بعدا باشد ، ولى متصف به قتل نباشد ، فرد منقضى است .
( 2 ) - شرح مطالع ، ص 49 .