سيكون مسافرا . در اين سه مثال ، حال نسبت به ترتيب گذشته ، حال و آينده است .
2 ) اطلاق مشتق بر ذاتى كه در آينده مشغول به مبدء مىشود ولى در حال نسبت مشغول به مبدء نيست . اين اطلاق بالاتفاق اطلاق مجازى است . مثل اينكه زيد در آينده در سفر خواهد بود و ما بگوييم زيد مسافر . در اين مثال حال نسبت زمان حال است .
3 ) اطلاق مشتق بر ذاتى كه در سابق مشغول به مبدء بوده سپس مبدء در حال نسبت از آن زائل شده است . در اين اطلاق اختلاف است كه آيا حقيقى است يا مجازى ؟ مثل اينكه زيد در گذشته در سفر بوده و ما بگوييم زيد مسافر . در اين مثال نيز ، حال نسبت زمان حال است .
مصنف مىفرمايند : ابتداء امورى بهعنوان مقدمه ذكر مىكنيم سپس به بيان اقوال و ادله هريك مىپردازيم .
قوله : احدها .
[ معناى مشتقّ ]
مشتق اصولى با مشتق صرفى فرق دارد . « 1 » مراد از مشتق مورد بحث در علم اصول ، لفظى است كه دو ويژگى دارد :
1 ) حمل بر ذات شود و عنوان براى ذات قرار بگيرد به اين صورت كه ذات چون متصف و مرتبط به مبدء مشتق است بتوانيم مشتق را از آن ذات انتزاع و بر آن ذات حمل كنيم . مثل اينكه زيد متّصف به مرض يا فوقيّت يا ضرب است و ما به ترتيب مريض و فوق و ضارب را از او انتزاع كرده و بر او حمل مىكنيم و مىگوييم زيد مريض يا فوق يا ضارب .
بهوسيله اين ويژگى اول ، افعال و مصادر اعم از مجرد و مزيد از محل بحث خارج مىشوند چون اينها قابل حمل بر ذات به نحوى كه عنوان براى ذات قرار بگيرند نيستند . لا يقال كه زيد ضرب يا ضرب است .
2 ) ويژگى دوم در مباحث آينده خواهد بود .
هامش
( 1 ) - رساله مشتق ، مرحوم شيرازى ، ص 116 ؛ فصول ، ص 58 .