تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢

طبقه چهارم از ايرانيان ايشان ساسانيانند و خبر از پادشاهانشان و كسراها تا زمان فتح اسلامى

اين دولت يكى از بزرگترين دولت‌ها در ميان نوع بشر و نيرومندترين آنها بود . دولت ساسانى يكى از دو دولتى است كه آنها را اسلام از روى زمين برافكند و دولت ديگر دولت روم بود . آغاز آن خروج اردشير پسر بابك شاه ، ملك خير [ 1 ] است . و او ساسان كوچك پسر بابك پسر ساسان [ 2 ] پسر بابك ، پسر هرمز ، پسر ساسان بزرگ ، پسر كىبهمن است . و ما پيش از اين ، در باب كى بهمن سخن گفتيم . ساسان پسر بهمن ، چون ديد كه برادرش دارا را در شكم مادر تاج پادشاهى دادند خشمگين شد و به كوههاى اصطخر رفت و در آنجا اقامت جست ، و فرزندانش در آن ناحيه زاد و ولد كردند تا ساسان كوچك زاده شد و رشد كرد . ساسان مردى شجاع بود امور آتشكدهء اصطخر به عهدهء او بود . زنش كه از خاندان شاهى بود براى او بابك را بزاد و براى بابك اردشير زاده شد . دارقطنى اردشير را به راء بىنقطه ضبط كرده است . در اين ايام يكى از ملوك الطوائف در اصطخر بود و او را عاملى خواجه به نام ثيرى [ 3 ] در دارابجرد بود . چون اردشير هفت ساله شد ، جدش ساسان ، او را نزد پادشاه اصطخر آورد و از او خواست تا او را به عامل دارابجرد - يعنى آن خواجه - بسپارد تا تربيتش كند . چون عامل دارابجرد بمرد ، اردشير در آنجا زمام امور را به دست گرفت و او از اخترگران شنيده بود كه روزى پادشاه خواهد شد . اين بود كه بر بيشتر ملوك الطوائفى كه در فارس بودند حمله آورد و بر همه غلبه يافت . و شرح ماجرى را براى پدر بنوشت . سپس بر عامل اصطخر حمله آورد و با آنچه در دست داشت او را مغلوب كرد و اصطخر و بسيارى از اعمال را تصرف كرد . زعيم ملوك الطوائف در اين روزگاران اردوان پادشاه اشگانى بود . نامه‌اى به او نوشت
هامش
[ ( 1 ) ] مرو . [ ( 2 ) ] سامان . [ ( 3 ) ] سرى .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 192 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى