نه بر اوج ذاتش پَرَد مرغ وهم ،
295
نه مؤمن ماند پا جست نگهدار جماعت را ،
269
نيك عهدى از ميان شد جامهء جان چاك زن ،
265
نيم شبى پيك الهى ز دور ؛
1416
و آنگاه نيستى كه ز چندين سرا و باغ ،
244
وين طرفه كه ظالم به سلامت در دهر ،
247
هان تا به كى گمان بيدادى ، زه ،
248
هر آنكس كه آمد به آخر پديد ،
273
هر خانهاى كه داخل اين طاق ازرق است ،
244
هر خانه كه داخل اين طاق ازرق است ،
268
هر عاقلى به زاويهاى گشته ممتحن ،
262
هر كه احوال ظاهرش نيكو است ،
256
هر كه بوده است در جهان همه را ،
250
هر كه را اسرار حق آموختند ؛
1885
هر گياهى كه از زمين رويد ،
5
هر نكته كه آن ، از ما نهان است ؛
726
هزار باديه اى دوست در پىات بدويدم ،
442
هست از مدح عوانان مدحشان از دل بكن ،
270
هم به قيد اجل گرفتار است ،
250
هم تو اوّل ، هم تو آخر ، هم تو پيدا ، هم نهان ،
344
همچو خدا گشتهاى ، عيان ز فرط ظهور ،
343
همه راه داد است و آيين مهر ،
212
يا ملك شود خراب يا گرد دين ،
52
يقين بشنو از من كه روز يقين ،
272